یکی
از فانتزیا ی داداشم
اینه که جای خانم صادقیو بگیره
اینو داشت به من بلند بلند میگفت مامانم کنارمون نشسته بود گفت تو غلط میکنی
جای دختر مردم رو بگیری خودم یه کف گرگری میزنمت که مخت بیاد سرجاش
آخه مامان خانم صادقی دوسته ما داری�
بعد تا من به داداشم میگم یه کف گرگی بهت میزنم میگه ای دختره ی بیشعور بی اد ب اجنبی