یکی
از فانتزیا�
اینکه
عروسی عباس با سلنا باشه
منم دیجیشون باش�
عباسباشلوارکردی راه راه سرخ با زیرپیرهنی سبز(تیپ خز زده باشه کلن)یه طرف موکچل یه طرف موهاش بلند باشه
منم هی ترانه های امشو شوشه لیپک لی لیلونه بخونم با عاغا سبزی فروش
عباسم هی بیاد وظط قربده
سلنا اعتراض کنه بگه آهنگهای لری بخون منم بگم هرچیداش عباس بگه شنوفتی قورباغه
بعدش اونم قهرکنه مراسم عروسیو ترک کنه
بزنه به خیابون عباس بگه بیخیال دانیا رو عشقه
بیادمیکروفونوبرداره
بخونه:
سلناجلبکی/شبیه تنبکی/.........
ماهمه باهم بگیم بله
1ساعت بعد یه پیکان بیاددم در سالن تا حاستین نفله شده هستش با سلنا جلبکی شبیه تنبکی
عباسم بره نفلشون کنه همچین جاستینوبا کش شلوارکردیش
خفه کنه
جاسیتین بمیره
سلنا غش کنه منو داش عباس بریم تو زلزله محوبشیم عمودبرخورشید