امام علی (ع) فرمودند :
بی اعتنای و امید نداشتن بدانچه در دست مردم است بزرگترین توانگری است.
نهج البلاغه
@لب خندون · ۵۳ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
امام علی (ع) فرمودند :
بی اعتنای و امید نداشتن بدانچه در دست مردم است بزرگترین توانگری است.
نهج البلاغه
جانان من بهار شده تو كي ميايي / وقت كلزار شده تو كي ميايي
تو وعده به برف هاي زمستان دادي / برف ها همه اب شدن تو كي ميايي
هيج بنده مؤمني نيست جز اينكه در قلب او دو نور وجود دارد : نور بيم و نور اميد
أمام صادق(ع) / جهاد النفس ،ح١٠٤
بهترين مردم اناني اند كه هنوز دستت را به سويشان دراز ننموده اي دستانشان را به تو هديه مي دهنا تا إز زمين بلند شوي .
هنرمندترين مردمان اناني اند كه با انديشه خود جاده هايي بسازند كه فرزندانشان در انتهاي ان به سعادت برسند.
جز به يكي إز سه نفر حاجت مبر : به ديندار، يا صاحب مروت ، يا كسي كه اصالت خانوادكي داشته باشد .
أمام حسين ( ع) / تحف العقول ، ص ٢٥١
اگر چشمان خویش را بر عیب های دیگران ببندیم انگاه ان عیب ها در درون خود خواهیم یافت .
کسی که سخن حقی می داند نباید از بیم مردم از گفتن ان خودداری کند.
چضرت رسول اکرم (ص)
(مسند احمد .باقی مسند المکترین.ح 11404)
عاقا این پسرا که احساس خوش تیپی می کنن با اون موهای سیخ سیخشون .....
حالا گوش کنین دخترا :وقتی اومدن خاستگاریتون زود جواب بله رو ندین برای دیدن قیافه اصلی شون برین دم در استخر مردوته
ما دیشب رفتیم استخر وقتی اومدیم بیرون منتظر مردا بودیم پسرا با یه قیافه خز میومدن بیرون موهاشون عین بز به سرشون چسبیده بود اصلن یه وضعی بود .....
تفاوت را احساس کنین
پیامبر اکرم فرمودند هر که در ایام البیض ماه رمضان دعای مجیر را بخواند گناهانش آمرزیده می شود اگر چه به عدد دانه های باران و برگ درختان و ریگ بیابان باشد .
ایام البیض:روز 13 و14 و 15 ماه قمری
این تبلیغه هست که میگه به این شماره ها زنگ بزنین ما براتون جوک می گیم که از خنده بترکین اگه می دونستن ما هر ساعت داریم با فورجوک از خنده می پوکیم در تبلیغشون رو می تختوندن (تخته می کردن ) . فعل رو حال کردین
من از بچگی عاشق افق بود�
یادمه بچه که بودم از این پفک های 5 تومنی ذرت نمکی خوردم میخاستم پوستشو که چروک بود صاف کنم ....
چشتون روز بد نبینه درجه اتو رو زیاد کردمو گذاشتم رو پوست پفک .نمیدونم چی شد که ازش هیچی نموند فک کنم تو افق محوش کردم ولی الان که به کف اتو نیگاه می کنم اثار باستانی می بینم
هه هه هه هه
شمام مث من دوس داشتین پاتون رو بذارین رزی جاهایی که تازه سیمان شده یا من فقت سادیسم دار�
لامصب خیلی باکلاسه به ادم حس فسیل بودن دس میده وقتی بعد از سال ها می بینی هنوز جاش هست ......
برا اولین بار که جوکمو تو 4 جوک دیدم اینقده جیغ زدم که مامانم اومده میگه چه خبرته؟ میگم جوکم اومده تو سایت . مامانم میگه خوب ینی چی ؟منم تا یه ساعت به مامانم درباره 4 جوک میحرفیدم آخرش مامانم میگه خوب زیاد نحرف فقط بگو پولی هم واست میدن یا جایزه ای هم برنده میشی؟ یا مجانی واسشون کار میکنی؟
من:؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وزارت کار:(((((((((((
مامانه سود جویی ما داریم فداش شم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یکی از فانتزیام اینه که همه بر و بچه های 4 جوک تو یه جایی مث کیش دور هم جم شیم (در واقع از طرف 4 جوک دعوت شیم)تا بتونیم زحمت کشان سایت رو ببینیم
من که قصد دارم دور گردن مسؤل تایید جوک یه ماااااااااااار سمی بزرگ بندازم تا دلم خنک شه ؟!!!!!!!!!!!!!!!!
میخام بدونم شما چه بلاهایی سرشون میارین؟
شمام مث من از این فانتزیا دارین آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یا من فغت سادیسم دارم
میدونید چی شد نه نمی دونید که:من که اولین پستمو تو 4جوک دیدم یه جیغ همرنگ صفحه کشیدم (بنفش) بعد یه سکته زدمو دق مرگ شدم و مُردم حالا که منو پای 4 جوک میبینید خودم نیستم روحم اومده.ینی ما در اون دنیا هم از دست 4جوک خلاصی نداری�
به نظر شما من یه روح خبیصم (خبیس . خبیث) عایا ؟؟؟؟؟
عاقا اعتراف میکنم که برا اولین بار که ما کامپیوتر خریده بودیم و داداش بزرگم خودشو صاب کامپیوتر می دونس و ما حق چپ نیگا کردن بهش نداشتیم من یه کار با حال کردم برا اولین بار که همه مهمونی بودنو منو بابام خونه بودیم ومیخاستیم بریم من کامپیوترو روشن کردمو واسه بابام کلاس گذاشتم که بعله ما کار با کامپیوتر بلدیم .بعدش بابام میگه پاشو بریم دیرمون میشه حالا مگه من بلدم خاموش کنم بابامو به زور از اتاق فرستادم بیرون دنبال نخود سیاه بعد سیم کامپیوترو گوووووووووووووومب کشیدم بیرون و با خوشحالی تمام رفتم مهمونی
اعتراف می کنم بچه که بودم دروغ هایی می گقتم که اون سرش ناپیدا.
یادمه یه روز به خواهرم که از من 2 سال بزرگتره داشت منو نفرین میکرد گفتم اینقد نفرینم نکن که فرشته ها از بالا سرمون رد میشن آمین میگن.من یه دختره رو میشناسم (از دوستامه)که مامانش شب بهش میگه الهی مرغ بشی فرداش که از خواب بیدار میشه میبینه دخترش تو رختخواب نی اما جاش یه مرغ کاکل زریه.قیافه خواهرم بعد از شنیدن آمین فرشته ها:((
ما یه همچین دروغگویه باحالی بودیمو نمی دونستیم