اعتراف می کنم بچه که بودم دروغ هایی می گقتم که اون سرش ناپیدا.
یادمه یه روز به خواهرم که از من 2 سال بزرگتره داشت منو نفرین میکرد گفتم اینقد نفرینم نکن که فرشته ها از بالا سرمون رد میشن آمین میگن.من یه دختره رو میشناسم (از دوستامه)که مامانش شب بهش میگه الهی مرغ بشی فرداش که از خواب بیدار میشه میبینه دخترش تو رختخواب نی اما جاش یه مرغ کاکل زریه.قیافه خواهرم بعد از شنیدن آمین فرشته ها:((
ما یه همچین دروغگویه باحالی بودیمو نمی دونستیم