ت
تک ستاره زیبا ۱۳ سال پیش
جوک

عاقا اعتراف میکنم که برا اولین بار که ما کامپیوتر خریده بودیم و داداش بزرگم خودشو صاب کامپیوتر می دونس و ما حق چپ نیگا کردن بهش نداشتیم من یه کار با حال کردم برا اولین بار که همه مهمونی بودنو منو بابام خونه بودیم ومیخاستیم بریم من کامپیوترو روشن کردمو واسه بابام کلاس گذاشتم که بعله ما کار با کامپیوتر بلدیم .بعدش بابام میگه پاشو بریم دیرمون میشه حالا مگه من بلدم خاموش کنم بابامو به زور از اتاق فرستادم بیرون دنبال نخود سیاه بعد سیم کامپیوترو گوووووووووووووومب کشیدم بیرون و با خوشحالی تمام رفتم مهمونی

د
داش ممد ۴ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.