@
@mehdi@ ۱۳ سال پیش
جوک

یه روز که سر کلاس علوم نشسته بودم تغریبا آخرای زنگ بود که دیگه معلمه هم داشت تند تند درس میداد که تمومش کنه بعد اومد بگه جاندار زنده گفت:
زاندار ج***
من:((((((((((:.
ینی از شدت خنده داشتم میترکیدم ولی دیدم معلم خـعلی جدی داره درس میده و همکلاسیام هم جلو خودشونو میگیرن منم نمیخندیدم هی میزو فــــــــشاررررررررررررررررررر میدادم که خندم نگیره اما ای دل قافل...یهو ترکیدم:
پووووووووووففففففففففففف
همه ی کلاس رف رو هواااا....معلم با خنده گف:ببببتتتترکی...یه دیقه صبر میکردی خوووو و منم فقط میخندیدم ینی اونروز انقد خندیدیم که دلمون درد گرف ینیااااااااا
(تازه شم ععتراف میکنم این پستو اول که میخواستم بنویسم کیبردو فارسی نکرده بودم خخخخخخخخخخ)

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.