عاغا این سوتیو تو ماه رمضون دادم ولی الان مـــــیـــــــــگم...
یه روز همینطور شانسی سحر از خواب پاشیدم،ســــــحری هم زدم تو رگ جاتون آبی اناری و اون روزو روزه گرفتم(گودزیلا هم نیسم دهه هفتایم)
خلاصـــــــــــه همون روز بود که پدر و مادر گرامــــــــــی رفتن مشهد واسه یه روز منم رفتم خونه داداشم که روزه هم نمیگرفتن دوباره جاتون آبی اناری دیدم مرغ درستیدن منم که یادم نبود روزه ام!
هیچی دیگه یه دل سیر برنج و مرغ و انواع نوشابه بعد آخرش یهو یادم اومد روزه ام:
عــــــــــــــــــــــــه،یادم نبود من که روزه داشتم امروز!
هیچی دیگه الانم دیگه هنوز در حال گازیدن آسفالتیم مـــــا!
حالا نمیدونم چطوری عایا معدلم شده 19/94 شما میدونین چــــــــــرا؟