مهاسا

@mahasa · ۹۲ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

مهاسا ۱۳ سال پیش
جوک

5-6 ساله که بودم مامان و بابام مهدکور و آمادگی (پیش دبستانی امروزی ها) گذاشته بودنم تا فرهیخته بشم ، با اون همه شفری که یادم داده بودن هرکی تو فامیل بهم میگفت دخترکوچولو شعر بلدی واسمون بخون منم شعر سرتو بزار رو شونه هامه امید رو میخوندم و با اون متن جالب شعر کلی مامانو بابامو جلو فامیل خجالتزده میکردم آخه اینم دختره اینا دارن عایا؟!

مهاسا ۱۳ سال پیش
پیام

همسرم متولد اسفند ، خیلی خیلی ماهه فقط 1 عیب بزرگ داره که با 30 سال سن هنوز کم رو و خجالتیه، محرم گذشته روز عاشورا رفته هیت روش نشده ناهار بمونه واسه اینکه تو خونه جلو کل خانواده ضایع نشه رفتع پیتزا فروشی ، پیتزا خورده
یعنی اخلاقیاتش تو حلق�
کم روییش تو حلق همه اونایی که چندتا چندتا غذا میکیرن
همسره با ادب با فرهنگه داریم عایا ؟

مهاسا ۱۳ سال پیش
جوک

از وقتی پسرم به دنیا اومد صدای خودمو ضبط کردم هی میگفتم مامان مامان که بچم زود یادبگیره بگه مامان، با همسرم شرط بستیم که کدومو زودتر بگه، حالا آلان پسرم 10 ماهشه مامان که نمیگه هیچی به همه مخصوصا من میگه بابا، اثلا راه میوفته دنبالم هی میگه بابا بابا بابا بابا بابا
آخه پسر مادر ضایع کنه من دارم عایا؟ قربون بچه نازم برم من

مهاسا ۱۳ سال پیش
جوک

با مامانم واسه ثبت نام ترم اول دانشگاه رفته بودیم که تو امور دانشجویی مامانمو بیرون کردن و گفتن از این به بعد خودش باید ثبت نام کنه و شما دیگه نیاید دانشگاه الانم بیرون اتاق منتظر باشید تا خودش یادبگیره، عاقا نیم ساعتی فرم های مختلف رو پر کردم و بعد از تموم شدن کارم از اتاق که رفتم بیرون دیدم مامانم داره با 1 پسره جوون صحبت میکنه و وقتی منو دید به پسره گفت ابنم دخترم، پسره هم با مامانم خداحافظی کردو رفت
عاقا تا ترم دوم هرجا این پسره رو میدیدم با دوستاش میزدن زیر خنده و مسخرم میکردن، اومدم خونه از مامانم پرسیدم اون روز به اون پسره چی کفتی؟
برگشته میگه بهش گفتم پسرم دختره من مظلومه، ساکته، تازه دانشگاه قبول شده، کسیو نمیشناسه ، جون شما و جون دخترم توروخدا تو دانشگاه مواظبش باش
منو میگی!!!!!
دیگه هروقت تو دانشگاه میدیدمش راهمو عوض میکرد�
آخه مادر نگرانه آدم ضایع کنه ما داریم؟

ج
جی جی وروجک ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا ما ی غلطی کردیم وختی عضف این سایت شدیم اولین پست و از بابامون گذاشتیم ک خوشحال بشه. حالا هر وقت منو میبینه میگه چن تا لایک خوردم...چن وخت پیش بهش گفتم ک بابا ۲۲۰ تا لایک خوردی...بهد چن روز گفت تغییر نکرد با ذوق گفتم چرا شد۲۳۰ تا بابا جونننننن
میگه همش ۱۰ تا چقد کم... امروز بم میگه چن تا شد میگم ۲۸۰ تا بر گشته میگه مرض این چ سایتیه اصن دیگه نیخواد از من پست بزاری پستی ک ۱۰۰۰ تا لایک نخوره پست نیس...
بچه ها باهام قهر کرده هیچ دیه نمیزاره پست بزارم شایدم تو افق محوم کنه... خانوم صادقی دستم به دامنت تایید کن بچه ها لایک میخوام..من هنوز جووونم به خوداااااااا

A
AmirAli ۱۳ سال پیش
پیام

میخوام از دوستم حسین بگ�
این حساب کاربری 4jok رو باهم باز کردیم.اولین پستمون رو که یه خاطره مشترک بود تو اس ام اس های خنده دار با یه اسم کاربری بامزه که حسین پیشنهاد داده بود نوشتیم.یادش بخیر چشمامون خیس شد از فرط خنده.
الان حسین وضع روحیش خیلی خرابه،دیگه دانشگاهم نمیاد.ماجرای عشق دوستم خیلی عجیب و غریبه،همش دعا میکنم آخر قصه اش خوب تموم شه،اگه تونستین لابلای دعاهاتون اسم اونم جا بدین.التماس دعا

m
mahasa ۱۳ سال پیش
جوک

1 پسر 10 ماهه دارم و دختر دایی گودزیلا (که 6سالشه) به سوخی میگم عروس من میشی ؟
برگشته میگه : نه متاسفم قبلا رزرو شده
خواهش میکنم 1 نفر اینجا 1 دمپایی ابری خیس کنه و انقدر منو باهاش بزنه تا بفهمم این جمله یعنی چی؟
من 6سالم بود فقط بلد بودم واسه نخودی تشون دادن شعر یه توپ دارم قل قلیه یا شعر شبا که ما میخوابیم آقا پلیسه بیداره رو بخونم بخدا قسم حوردم باور کنید

m
mahasa ۱۳ سال پیش
جوک

تا حالا دقت کردین وقتی 1 پست باحال رو میخونید و از روش رد میشید هی عذاب وجدان دارید و دوست دارید برگردید لایکش کنید؟
شما هم مسل ( مثل مصل ( منید عایا؟
4 صفحه هم ردش کرده باشید از زور عذای وجدان برمیگردید لایکش میکنید؟
کار درستی میکنید، چه بسا که روزی دیگری هم با پست شما اینگونه کند

m
mahasa ۱۳ سال پیش
جوک

تو برنامه کودک های زمان خودمون عاشق کارتون مورچه خوارم واسه همین همیشه وقتی برادرمو میبینم بهش میگم سلام مورچه، و هروقتم دخترخالمو میبینم میگم سلام سوسیس
انقده با این 2 تا جمله حال میکن�
اصلا 1 از فانتزیام اینه امسال تولدم واسم 1 کیک بگیرن شبیه مورچه خوار زیرشم بنویسن سلام سوسیس تولدت مبارک

m
mahasa ۱۳ سال پیش
جوک

1 گودزیلا داریم 8 ساله، داشتم موهاشو میبافتم و داییش کنارم نشسته بود داشت با گل سره گودزیلا ور میرفت، برگشته میگه دایی نکن اون ماله عردسیمه
مامانش برگشت گفت : منظورش ایته که عروسی رفتنی اونو میزنه سرش
خیلی جدی برگشته به مامانش به حالت قهر میگه : مامان خانوم بالاخره که چی ، بالاخره که باید ازدواج کن�
من که از اون موقع دنبال افقم پیداش نمکنم کع توش خودمو تیکه تیکه کن�
به خدا گودزیلا کمشونه

m
mahasa ۱۳ سال پیش
جوک

دختر خواهرشوهرم 6 سالشه برگشته میگه : زن دایی نمیشه شما و دایی 1 بار دیگه باهم ازدواج کنید؟
من: واسه چی؟!
گودزیلا: آخه عروسیتون خیلی خوش گذشت
من : نمیشه عزیز�
گودزیلا : حالا زن دایی فکر کن تو همین بچگیه من همین الان آیفون خونمونو بزنن بابام بره برداره بگه کیه بگن اومدیم خواستگاریه دخترتون از همین الان که 6 سالشه،با خال میشه نه!
ای خدا این گودزیلاها تو چه فکرین؟
ما تو بیست سالگی هم خجالت میکشیدیم این حرفارو باهامون بزنن
آخه فانتزیه دارن این گودزیلاها؟
فک و فامیله گودزیلاییه فکر ازدواجه داریم ما؟!!!!!

m
mahasa ۱۳ سال پیش
پیام

1از فانتزیام اینه که بشبشینم 1 روزه همه 2957 صفحه 4جوک رو بخونم و انقدر بخندم تا مرض خنده بگیرم، یعنی میشهکلشو خوند؟!
آخه من 3 هفتست به این سایت دوست داشتنی پیوستم ولی خ اییش معتادش شدما ، ریگه واسه خدندن مطالب طنز هیج جای دیگه ای نمیرم

m
mahasa ۱۳ سال پیش
پیام


بچه چهارشنبه سوری مثل آدمیزاد بزنید و برقصید و از رو 1 آتیش کوچولو بپرید
همسر من آتشنشانه و ت این روز آماده باشه الان 3 ساله زخمی و با بوی دود شدید بر میگرده خونه آخه بعضی ها با بیجنبه بازی اونارو ذخمی میکنن، 4شنبه سوریه من که زنه 1 اتشنشانم فقط با دعا و گریه و آیت الکرسی میگذره،معرفت داشته باشید، میخواید آتیشم بزنید با اینا کاری نداشته باشید
به خدا راست میگم هستند کسایی که 1 خونه خرابه رو آتیش میزنن و زنگ میزنن اتشنشانی تا بیان خاموشش کنن و بعد اینورو اونوزه کوجه رو شطل آشغال میزارن و آتیششون میزنن و اون وسط که اونا گیر افتادن رو نارنجو بارون میکنن

m
mahasa ۱۳ سال پیش
جوک

1 دخترخاله دارم 4/5 سالگی تازه زبون وا کردو حرف زد، یک بار اومده بودن خونه ما 3 سالش بود رفته بود کمد اطاق برادرمو قفل کرده بود و کلیدشو قایم کرده بود، هرچی ازش میپرسیدیم؛ کجا گذاشتی با اشاره حرف میزد ما هم نمیفهمیدیم، بعد رفتنش داداشم 2 روز بی لباس سر کرد اما دید نمیشه قفل درو شکست، بعد 2 هفته اومدن خونمون مهمونی ما تو 2 دقیقه اول در حال سلام و احوال مرسی بودیم گودزیلا دوید رفت کلید رو معلوم نیست از کجا پیدا کرد و آورد، خدا بگم چیکارش کنه کل خونه رو ریختیم بهم تا پیداش کنیم و 1 خدنه تکونی افتادی�
دخترخاله فضول کلاغه داریم ما