مهاسا ۱۳ سال پیش
جوک

5-6 ساله که بودم مامان و بابام مهدکور و آمادگی (پیش دبستانی امروزی ها) گذاشته بودنم تا فرهیخته بشم ، با اون همه شفری که یادم داده بودن هرکی تو فامیل بهم میگفت دخترکوچولو شعر بلدی واسمون بخون منم شعر سرتو بزار رو شونه هامه امید رو میخوندم و با اون متن جالب شعر کلی مامانو بابامو جلو فامیل خجالتزده میکردم آخه اینم دختره اینا دارن عایا؟!

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۵ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.