r

raya

@yashna · ۳۲ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)

R
Raya ۱۳ سال پیش
پیام

سلام به همتون که انقده با احساس و مهربونید
من شاید 3-4 روزه که اومدم اینجا و کم وبیش با شما ها و داستاناتون آشنا شد�
با اینکه وقتی پستاتونو میخونم از اول تا آخرش گریه می کنم فقط ولی خدارو هزار بار شکر می کن�
چون تا قبل این فک میکردم من تنهاترین و بدخن ترین آدم دنیا�
(تنهایی و بدبختی ینی اینکه اونی که عاشقشی تنهات بذاره و تورو نخواد)
من داستان رها 21 و طاها ولابستر و مهدی %100مخ و D$D$Dرو دنبال کردم ولی آخرشم همشونو قاتی کرد�
(ازبس که داخونم)،ولی همتون رو درک میکن�
ولی عاشق احساسات وحرفای قشنگ D$D$D ام،(اسمشم نمیدونم،فک کنم کیان).کلا مثل من میمونی وحشتناااااک
ولی با همه اینا حس می کنم من هنوزم با همتون فرق دار�
من بدبخت تریییینم

R
Raya ۱۳ سال پیش
پیام

کاش داستان منم بنویسن براتون؛سرتونو درد نمیارم بذارید ی چیکه از درد دلمو بگم تا بهتر شه حال�
من هیچوقت نه پیشش بودم و نه باهاش بیرون و نه هزار تا عکس و...،فقط حرف میزدیم از پشت تل با هم زندگی میکردیم.واسه همینه...
ما تو دوتا شهر بودیم،اولا ازش متنفر بودم کم کم،کم کم دلم اسیرش شد و عاش و... انقد دلبری کرد که دلمو به زانو درآورد.
برام میمرد،عاشقم بود.به همه گفته بود ولی انقد مغرور بود که به خودم نمیگفت بود
هروقت میخواست بترسوندم می گفت قهر میکنم میرما
کم کم جدی شد و بهونه و قهر ودعواهای الکی راه مینداخت و گریه و التماسای من و... باز میموند
..........و ی روز بدون هیچ حرف و دعوایی رفت و من حالا یه مرد�
و فقط ی عکس و ی شماره و 5سال خاطره وزندگی