----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) ----
(قسمت سه؛ ادامه ي پست پاييني)
همين كه اون دوتا اومدن داخل؛ سگم (كه نژادشم ژرمن شپرده) بپره پاچه يكيشون رو بگيره.
منم داد بزنم: "ولشون كن زنبه!"
اونم بيخيال بشه بره. بعدش من برم به اون دو تا آقا بگم: "سلام آقايون؛ ميتونم كمكتون كنم؟"
اونا هم بگن: "ما مأمور اداره محيط زيست هستيم و اومديم به شما اطلاع بديم كه "آسمان خراش" شما آسمون رو خراش داده و زده لايه اوزن رو سوراخ كرده! حالا يا خودت درست ميكني يا بايد پولشو بدي بريم يه نو شو بخريم!"
منم يه نگاه عميق بندازم به تقويم و سررسيدش/و بفهمم كه ديگه وقت تفريح سر رسيده (شرمنده؛ يه لحظه رفتم تو فاز ياس!) و پاشم برم پايين؛ چرخ عقب بوگاتيم رو باز كنم و با چاقو دسته زنجانم يه تيكه از لاستيكشو ببرم. بعد يه نفس عميق بكشم و بلند بگم خخخخااااا...تتتفففف (از نوع سايلاريش!) و باهاش لايه اوزن رو بچسبونم...
بعدشم بيام 4جوك براي شما اين فانتزي رو بزارم؛ تازه انتظار لايك هم داشته باشم...
حالا هر كي فكر ميكنه من ديونه ام...اگه ميتونه ثابت كنه...خخخخخخ