د

دلسوخته

@دلسوخته · ۷۲ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

د
دلسوخته ۱۲ سال پیش
پیام

فقط واسه بعضیها....
آفرین خواهر عزیز�
آفرین به بی حجابیت ....
آفرین به ارتباط اجتماعی بالایی که داری
و ارتباط هایی که صرفا برای شوخی برقرار می کنی!
آفرین به این که بی خبر از همه جا کشورت را
عقب مانده میخوانی و روز و شب
BBC؛VoA ؛gem tv؛mano to را زیرو رو میکنی!
آفرین به قهقهه های گاه و بی گاهت که برای
جلب توجه پسرکان شهرم میزنی!
راستی برادر حالت چه طور است؟
موفق به بالا کشیدن شلوارت شده ای؟!!
ابروهایت چه طور؟پهن برداشته ای یا باریک؟چه بگویم؟
چندین سال گذشته شیرمردانی بوده اند که تا آخرین
قطره ی خون خود را فدای این مرز و بوم کرده اند
خاک اینجا از خون شهدا سیراب است
خون های زیادی برای پایمال کردن باقی مانده است!
شما اصلانگـــــــــــــــــــــــران نباشیــــــــــــــــــــــــــــــد...

د
دلسوخته ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز تب 40 درجه داشتم میبینم داداشم داره بهم میخنده بهش میگم درد مرض کوفت حناق خنده داره ؟!!!
با خنده میگه : دیدی بالاخره ذات اصلیتو نشون دادی
گنگ نگاش میکنم میگه : آخه توی این تابستون کی جز خر تب میکنه
یعنی به اینم میگن برادر؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

د
دلسوخته ۱۲ سال پیش
پیام

دلـــــــــــــــــــــم خیلی گرفته...خسته شد�
از همــــــــــــــــــــــه کس همــــــه چی...
از این ک ساعت ها وقتمو صرف نت میکنم ...از این ک بیام اینجا هی پست بذارم لایک کنم...
از این ک تمام حرفای دلمو پشت پستام مخفی کنم و هیچکسی با خوندنش متوجه نمیشه ک کلی حرف توشه فوق فوقش ی لایک...
از این ک دوستام حتی حالمو نمیپرسن... از این همه دروغ ..فریب ..دورویی...
از این ک با یه شوق ذوق بیام اما کسی نباشه ، هستن اما نه برای من...
تو کامنت ب یکی ازدوستام سلام میدم ولی توجهی نداره...
از این ک خودشونو دوستم میدونن ولی وقتی بخوام باهاشون بحرفم حوصله ندارن اما همون لحظه با یکی دیگ.....
از این ک بازم تو دنیای مجازی اشکمو در میارن...دلمو میشکونن ..ناراحتم میکنن..
وخیلی چیزای دیگ ک گفتنشون بی فایدست....
امشــــــــــــــــــــــــــــــب در سر نه در دل شوریــــــــــــــــــــــــــــی دار�
ببخشید بچه ها حالم خیلی بده

د
دلسوخته ۱۳ سال پیش
جوک

** ویژه دلسوخته **
یه رفیق صمیمی دارم که تا دلتون بخواد توی حرف زدن سوتی میده! سوتی های وحشتناک! چندتاشو براتون میزارم...
این اولیش:
باهم رفته بودیم داروخونه که "شامپو سیر" بخره! بعد از بیست دقیقه که نوبتش شد به خانومه گفت ببخشید یه دونه "سامپو شیر" میخوام ، دارین؟؟
داروخونه مث بمب ترکید ، همه میخندیدن!! جالبترش این بود که خودش از همه بیشتر میخندید و به من نگاه میکرد. به زور آرومش کردم

د
دلسوخته ۱۳ سال پیش
پیام

اینجا بوشهر است....... و همشهری هایم زیر آوار مانده اند.......
بغض من هم مانند قلب دختربچه ی سه ساله ای که نگاهش را به جسد زیر آوار مانده ی مادرش دوخته و آرام با دست کوچکش انگشتان بی جان مادرش را نوازش میکرد شکسته
خدایا خودت کمک کن.......

د
دلسوخته ۱۳ سال پیش
پیام

الآن از منطقه زلزله زده برگشتم خونه
قلبم داره از جا کنده میشه
نمیدونم چی بگم.........
از اون دانش آموزانی که کلاس درس روی سرشون آوار شده یا اون مادری که جسد بی جون پسر دو ساله اش رو توی بغلش گرفته بود و التماسش میکرد یباره دیگه بخنده و یا از اون دختر بچه ی سه ساله که به جسد مادرش خیره شده بود و بی صدا اشک میریخت و آروم آروم مادرش رو نوازش میکرد
بخدا با گریه دارم اینارو مینویسم........
خیلی دلم سوخته..........

د
دلسوخته ۱۳ سال پیش
پیام

این چند روزه تعطیلات رو مثل هرسال رفتم بازدید از مناطق جنگی جنوب! خیلی باصفا بود و خوش گذشت! دیدن اونجا واسم یادآور این بود که فراموش نکنم زندگی و امنیت و خوشیم رو مدیون جوونایی هستم که از زندگی و خوشیشون دل کندن تا ما آسایش داشته باشیم!!! دم هرچی باغیرته گرم!!!