رفته بودیم عیادت یکی از اقوام که تو بیمارستان بستری بود(بخش اعصاب)
کنار مریضمون یه پیرمرد 70.80 ساله هم بستری بود که حالش خراب بود ودوروبرش چند نفری بودن که واسه حالش گریه میکردن(ایشاالله خدا شفاش بده)
بعد یکی از فامیلاشون که تازه از راه رسیده بود اومد خم شد صورتشو بوس کنه که مریضو یه تیک عصبی گرفتو یک تکون شدیدی خورد
این بنده خدام از ترس یک جفتک بزرگی زد وافتاد رو مریض.
دختراش :جیغ وهوار که بابامون خفه شد
ما: مشغول حویدن تختای اتاق