فانتزی من اینه که
در حد ببعی تو سریال کلاه قرمزی به زبان انگلیسی مسلط باش�
اما بدبختانه هنوز در حد my name is sasan بلدم !
@Dr.Hilda · ۱۸۹ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۴۶۳ رأی)
فانتزی من اینه که
در حد ببعی تو سریال کلاه قرمزی به زبان انگلیسی مسلط باش�
اما بدبختانه هنوز در حد my name is sasan بلدم !
واسه داداش عباس گل
رسمه میون عاشقا توی قرآن یاس میذارن
خدا بهشون پسر بده اسمشو عباس میذارن
برای داداش مسیحای گل�
دیدن اسمت برام یعنی الآنه که اشکام سرازیر بشه ، بادیدن اسمت اول یه دستمال کاغذی برمیدارم!
میدونم واسه چی ازم دلخوری ، واسه سیگار آره؟ تو فکر میکنی من خدا رو فراموش کردم یا ازش طلبکارم؟
ازش طلبکارم اما فراموشش نکرد�
درد تو فقط اینه که عشقت ترکت کرد و رفت، این درد خیلی بزرگیه اما...
اما من یه عمر با تحقیر و توسری بزرگ شدم، عاشق اطرافیانم بودن اما جز مادرم کسی دوستم نداشت
اگه بگم تو مدت دوستی با کیان فقط دوبار اونم ازدور همدیگه رو دیدیم باورت میشه؟
اگه بگم دستش هم به دستم نخورده باورت میشه؟
حقمه که واسه بدباوری پدرم ننگ ه ر ز ه بودن بخوره رو پیشونیم؟
ادعای پاک بودن ندارم اما اینی که میکشم حقم نیست
میدونی داروهای ضدافسردگی و اعصاب یعنی چی؟
من سیگار میکشم اما سیگاری نیستم، مسخره ست نه؟ با پک اول میرم تو خاطرات و وقتی به خودم میام که انگشتم سوخته
داداش اکثر شماها خودتونو تنها میدونید در صورتی که من واقعا تنها�
جز این صفحه بنفش مجازی کسی رو ندار�
.
از من دلخور نباش داداشم ، قول؟
نمیدونم شماها قرص مصرف میکنین یا نه ؟ ( منظورم داروهای ضدافسردگی و یا تمرکز اعصاب هست)
امیدوارم هیچ وقت کارتون به اینجاها نکشه
خیییییییییلی سخته یه کم که از وقت قرص بگذره دیگه حالم دست خودم نیست فکم منقبض میشه و عضلات صورتم شروع میکنه به لرزیدن درست مث روانیایی که تو فیلما دیدین
امروز کارم طول کشید قرصامم همرام نبود مردم تا رسیدم خونه
چقد دلم میخواس برق خونه ام روشن باشه فضای خونه گرم باشه بوی غذابیاد و صدای مادرم که میگه : چقد دیر کردی عزیز�
چقد دلم واست تنگ شده مامانی خوشگلم ، توام دلت برام تنگ میشه یا منو ازیاد بردی؟
جمعه اثاث کشی دارن، ازینجا میرن
.
میرن که دیگه منو نبینن، امیدوارم ...
جواب به پست 61203 از mostafa09
دوست عزیز من حرفتو قبول دارم که آخروعاقبت دوستی های خیابونی خوب نیس و ....
اما واسه من فرق میکرد، من و کیان آشنای دور بودیم، اومد خواستگاری و قرارعقدهم گذاشتی�
بیکاربود، فوق دیپلم برق داشت، یه خونه رهن کردیم، من جهیزیه خریدم، روز عقدمون مادرش همه چیو به هم زد
من هنوزم اون صورت قرمزشو که تو آینه سرسفره عقد میدیدم از یادم نرفته
و هر روز صبح به اون آینه نگاه میکنم، چون آخرین حرفش این بود: بهتره یه نیگا به خودت تو آینه بندازی
من هنوزم هر پنج شنبه میرم سرخاک مادرش و براش گل میذار�
2 ماه از مردن پسرش میگذره، اما من وقتی خودش کربلا بودو نتونست بیاد رفتم سرخاک پسرش.
یک سال و4 ماهه که هرگز طوری نخندیدم که دندونام معلوم بشه، چون به خاطر دوستیمون (که بعد از به هم خوردن عقدمون و به خواست خودش بود) پدرم و برادرام منو تاحد مردن کتک زدن ودوتا از دندونام شکست
.
تو درست میگی، دوستی چه خیابونی و چه غیر خیابونی بده!
آلوچه
دوست خوبم ، دلت میاد اینو بگی؟
مطمعن باش امیر و عباس الآن هردوشون بیشتر از بچه های دیگه ناراحتن و با شناختی که ازشون دارم میدونم هیچوقت خودشونو نمیبخشن
حتی تو این چندروز دیگه پستی نذاشتن، D$D$D هم پست نذاشته
من که دلم واسه همه شون تنگ شده
جوونی کردن ، بخشش از بزرگانه !
در ضمن تو هیچوقت اینججا تنها نیستی
دماغ عملی
آبجی گلم من که پست گذاشتم، بله رفتم خونه جدید، هرچند به نظر خودم فقط اندازه قبرم بزرگتر شده، کارهم پیدا کردم تویه مرکز نگهداری از کودکان عقب مانده ذهنی، کارمم دفتریه، ممنون که نگرانمی
alikhal le
داداشم خدانکنه تو یه مو از سرت کم بشه ، نگران این آجی دیوونه ات نباش
motad
دوست عزیز پست شماره 61300 داغونم کردا ( مث آقای همساده بخون)
Ati
آبجی جون مگه من جای دیگه ای هم دارم که برم؟ وبال گردنتونم خیالتون تخت
ye konkori
دوست خوبم تو واقعا کنکوری هستی؟ د آخه الآن جای تو اینجاس؟ لابد چند وقت دیگه میخوای واسه اعلام نتایج آبغوره بگیری؟
ازت خواهش میکنم درساتو خوب بخون، قول؟
AR m IN داداش خوبم ، خیلی دلم واست تنگ شده بود، من چایو هم نمیتونم ترک کنم چه برسه به سیگار!
بی صبرانه منتظر خط خطی هات هست�
gharibe عزیز ، دادشی واقعا واسه اون دختر خیلی متاسفم، هوای خودتو داشته باش
yildiz عزیز ، روزی کسی وارد زندگیت خواهد شد و تو خواهی فهمید چرا با هیچ کس دوام نمی آوردی!
MEHDI>>>%100MOKH ، میدونی بنظر من بهتره اس ام اسای خودت و دلا رو نذاری، میدونی چرا؟
اینجوری فقط داری جاشونو عوض میکنی، از گوشیت به پنلت توی 4jok ، البته این فقط نظر منه!
amir taha داداشی آشپزیتو تقویت کن ;-) ( من هنوزم که هنوزه اول تخم مرغو میندازم تو ماهیتابه بعد روغن میریزم!)
.
و درآخر جای روانپزشکم خالی ، نیس ببینه من دارم چه اظهار فضلی میکنم!
یه چی بگم فقط به بی سوادی من بخندین
من تا حالا فکر میکردم گله ( gele ) تشدید داره غافل ازینکه اون galle ( گله ی گوسفندان مثلا ) هست که تشدید داره
امیرطاها میدونم با این سوتی من خندیدی ( تو پستی که واسه تو گذاشتم سوتی دادم)
الآنم من خیلی ناراحتم، همشم تقصیر این کیبورد مسخره ست
واقعا خنگ شد�
:-(
این صابخونه من شبا همه ی درای ساختمونو قفل میکنه
منم که تازه اومدم هنوز کلیدارو ندارم بجز واحد خود�
امرو صب میخواسم برم دانشگا در قفل بود همه م خواب بودن، هرچی منتظرشدم یکی بیاد فایده نداشت منم داشت دیرم میشد
چشمامو بستمو خودمو از پنجره طبقه دو انداختم پایین
ینی داغون شدم سراین قضیه ( مث آقای همساده بخونین )
بععععععععله یه همچین آدم علم دوستی هستم من!
سلام دوستای گل�
من شرمنده همه دوستان عزیزی هستم که تو پستاشون از من اسم میبرن و دوستان جدیدالورود که نتونستم ازشون ایم ببر�
حالا علتو توضیح میدم، من دانشجوی ترم 2 پزشکی هستم، باور کنید درسام خیلی سنگینه، کار هم میکنم تویه مرکز خصوصی کودکان استثنایی، کارمم راحت نیست، چشمامم که ضعیفه خیلی خسته میشم، واسه همینم کمتر میتونم بیام تو سایت
امیدوارم منو ببخشید، با این وجود تاجایی که بتونم جواب مید�
sanaz21 ازت ممنونم خواهرم ( ما یه ساناز 71 هم داریم ا )
taranooom دوست عزیزم اگه تو صفحات بخش تنهایی یه کم بگردی میتونی پستامو بخونی
بازهم میگم که قصد من از نوشتن دایتان زندگیم این نیس که اشکتونو دربیارم یا خدای نکرده غصه منو بخورید، نههههه ، فقط میخوام بدونید کسانی هستن که در شرایط بدتری نسبت به شما هستن، همه چیزشونو ار دست دادن اما ناامید نشدن
$sara دوست خوبم هیچ راهی نیس، من به این وضع عادت کردم، این منم که باید اونارو ببخشم نه اونا !
و اما .... gharibe ، داداش فرشاد باور کن بعد خوندن پستت خیییییلی متأثر شدم، اصلا نمیدونم چی باید بگ�
آخه چرا اینکارو کرد؟ پس چرا گفت تورو بخشیده؟ چرا دوباره برگشت؟
راستی jimi jamp کجایی پسر؟ چرا جواب سوالمو ندادی؟
امروز یه پست خنده دار با نام فرستنده mehran دیدم ، داداش خودت بودی دیگه؟
آبجی رها ما بی معرفت نیستیم ا، هرروز که میام سایت دنبال اسمت میگردم ، اگه دوس نداری پست بذاری عیبی نداره اما فقط یه خبر از خودت بده ، خیلی نگرانتم
دلم عشق کودکانه ی رها رو میخواد ا
برای امیر طاها داداشم از من گله کردی؟ ( املام خوبه ها ، تشدید نذاشتم چون تو کیبوردم نیس)
آخه قربون اون چشات که پست منو ندیدی
بهت جواب دادم، پست شماره 60572
ممنون که نگرانمی داداش
یه پستم واست نوشته بودم بدجور ازدستت عصبانی بودم که تایید نشد!
عرضم به خدمدتون که
یه استاد داریم پسره، خوشگل، خوشتیپ، پولداااااااار خلاصه اکازیون
این جناب استاد محبوب دختران و مغضوب پسران تشریف دارن به دلایل ذکر شده در فوق
.
بعد تعطیلات عید که اومد سرکلاس ، فهمیدیم مزدوج شدن
باید بودین و حال دخترای کلاسو میدیدین
یه تانکر آب قند آوردن تا اینا به هوش اومدن
به گمونم این ترم هم قسمت نشه این واحدو پاس کنن
دوستان عزیز بخش تنهایی خصوصا دوستان جدیدالورود
ورود شمارا خیرمقدم عرض می نمایم ( انشا رو حال کردین؟)
دیگه نبینم گله کنین که کسی مارو تحویل نمیگیره ا
قربون دلای شکسته تون
برای امیرطاها
داداش پرسیده بودی رفتم خونه جدید؟!
آره رفتم، الآنم دنبال کار�
میدونید چرا پدرم منو بیرون کرد؟
چون داداشم داره ازدواج میکنه و پدرم هم خونه رو فروخت، میخوان برن یه شهر دیگه و اینجوری پیش عروسشون هم وجود منو انکار میکنن
رفتم ثبت احوال، درخواست تغییر نام و نام خانوادگی داد�
شاید دیگه هرگز نبینمشون
دلم واسه همه شون تنگ میشه ، یه عمر با تحقیرا و زخم زبونا و کتک زدنای بی دلیلشون بزرگ شد�
اما مادرم فرشته ست، هیچوقت اذیتم نکرد، همیشه پناه گریه هام بود، دلم تا ابد تنگ دیدن روی ماهشه
.
حال این روزهای من چیزیست شبیه عذاب قبر !
داداشای گلم منو ببخشید
اما چون تقریبا از همه تون بزرگترم و خیلیم دوستتون دارم گیس سفیدی کرد�
امیدوارم رومو زمین نندازید
شاید خیلی خودخواهی باشه اما کاش اصلا پاتوقی نبود، لااقل اینجوری نمیشد
داداش عباس گفتی دخالت نکنیم؟
داداش گلم تو باید اون پستتو خصوصی واسه امیر ارسال میکردی نه اینکه بذاریش جلو چشم همه
.
اولا عاشق پستای شما، داداش کیان و امیر و حبیب بودم، فک میکردم چه خوب شد که پاتوقو واسه بچه ها گذاشتن
اما حالا ....
د بس کنید دیگه
به خدا قد دنیا میخوامتون، من جز 4jok هیچ جارو ندارم اما این کاراتون اصلا درست نیست
امیر واسه پست نذاشتنش حتما دلیلی داشته، ما خیلی پاپیش شدیم، مطمعنم راستشو گفته، اما حتی اگرم راستشو نگفته باشه بازم حتما دلیل داشته شاید نتونسته راستشو بگه
روی صحبتم با داداش کیان هم هست، ازت خواهش میکنم این بحثو تمومش کنی
اینجا پاتوق دوستان، دقت بفرمایید پاتوق دوستان!
شما یادتون نمیاد
یه وختی تو همین صفحه تک و توک آدمایی بودن و اس ام اس میذاشتن ( نه به قول بچه ها طومار)
چه کنم که پاک سبکه !
واقعا ناراحت میشم هرروز که میام حدااقل 5 تا اسم جدید میبین�
آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بچه ها رفتن مخاطب خاصتون معناش تنهایی نیست
من یه سال و چهارماهه دارم تنهایی زندگی میکنم، تا آخر عمرمم باید تنها باشم، البته بهش عادت کردم، ازبچگی بخاطر ظاهرم تنها بودمو و دوستی نداشتم اما شماها....
درسته هرگلی بوی خودشو داره و هیچکس واسه شما اون نمیشه اما اینقد خودتونو عذاب ندین
خانواده تون، دوستاتون هستن ، خودتون سالمین و
و خدایی که هر لحظه منتظره صداش کنید
میخوام برم از ایرج طهماسب شکایت کن�
میپرسین چرا؟
د لامصب شخصیت آقای همساده رو از روی زندگی من نوشته!
یععععله منم هنونقدر در میان خانواده محبوب تشریف دار�
برلی امیرطاها
داداشی خیییییییییییییلی ازت دلخور�
میگی گناهت چیه؟
بذار من بهت بگم، چه معنی داره که اول پستات هنوزم مینویسی تک و تنها؟نگو که بهش فکر نمیکنی، نگو که نمیشه، اصلا ایمیلاشو نخون، یه ایمیل دیگه درست کن، سیم کارتتو عوض کن
از هر چی تورو یاد اون میندازه دوری کن( نگو تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره)
اگه نگین نبود میگفتم باشه عیبی نداره، اما حالا نه
آمیتیس الآن زن یکی دیگه ست، حتی اینکه به تو هم فکر کنه گناههههه
.
گفتم 4jok نیای، دلیل اصلیش واسه این بود
.
من ماجرای تورو واسه روانپزشکم تعریف کردم، میدونی چی گفت؟
گفت میترسه که عجله تو در ازدواج واسه این باشه که آمیتیسو به زندگیش برگردونی، گفت تو میخوای کاری کنی که اون دیگه بهت فکر نکنه!
.
تک و تنها یعنی من یعنی ..... یعنی ........
بگم تأييد نمیشه ، بیخیال