برای داداش مسیحای گل�
دیدن اسمت برام یعنی الآنه که اشکام سرازیر بشه ، بادیدن اسمت اول یه دستمال کاغذی برمیدارم!
میدونم واسه چی ازم دلخوری ، واسه سیگار آره؟ تو فکر میکنی من خدا رو فراموش کردم یا ازش طلبکارم؟
ازش طلبکارم اما فراموشش نکرد�
درد تو فقط اینه که عشقت ترکت کرد و رفت، این درد خیلی بزرگیه اما...
اما من یه عمر با تحقیر و توسری بزرگ شدم، عاشق اطرافیانم بودن اما جز مادرم کسی دوستم نداشت
اگه بگم تو مدت دوستی با کیان فقط دوبار اونم ازدور همدیگه رو دیدیم باورت میشه؟
اگه بگم دستش هم به دستم نخورده باورت میشه؟
حقمه که واسه بدباوری پدرم ننگ ه ر ز ه بودن بخوره رو پیشونیم؟
ادعای پاک بودن ندارم اما اینی که میکشم حقم نیست
میدونی داروهای ضدافسردگی و اعصاب یعنی چی؟
من سیگار میکشم اما سیگاری نیستم، مسخره ست نه؟ با پک اول میرم تو خاطرات و وقتی به خودم میام که انگشتم سوخته
داداش اکثر شماها خودتونو تنها میدونید در صورتی که من واقعا تنها�
جز این صفحه بنفش مجازی کسی رو ندار�
.
از من دلخور نباش داداشم ، قول؟