H
Hilda ۱۳ سال پیش
پیام

برای امیرطاها
داداش پرسیده بودی رفتم خونه جدید؟!
آره رفتم، الآنم دنبال کار�
میدونید چرا پدرم منو بیرون کرد؟
چون داداشم داره ازدواج میکنه و پدرم هم خونه رو فروخت، میخوان برن یه شهر دیگه و اینجوری پیش عروسشون هم وجود منو انکار میکنن
رفتم ثبت احوال، درخواست تغییر نام و نام خانوادگی داد�
شاید دیگه هرگز نبینمشون
دلم واسه همه شون تنگ میشه ، یه عمر با تحقیرا و زخم زبونا و کتک زدنای بی دلیلشون بزرگ شد�
اما مادرم فرشته ست، هیچوقت اذیتم نکرد، همیشه پناه گریه هام بود، دلم تا ابد تنگ دیدن روی ماهشه
.
حال این روزهای من چیزیست شبیه عذاب قبر !

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.