H
Hilda ۱۳ سال پیش
پیام

جواب به پست 61203 از mostafa09
دوست عزیز من حرفتو قبول دارم که آخروعاقبت دوستی های خیابونی خوب نیس و ....
اما واسه من فرق میکرد، من و کیان آشنای دور بودیم، اومد خواستگاری و قرارعقدهم گذاشتی�
بیکاربود، فوق دیپلم برق داشت، یه خونه رهن کردیم، من جهیزیه خریدم، روز عقدمون مادرش همه چیو به هم زد
من هنوزم اون صورت قرمزشو که تو آینه سرسفره عقد میدیدم از یادم نرفته
و هر روز صبح به اون آینه نگاه میکنم، چون آخرین حرفش این بود: بهتره یه نیگا به خودت تو آینه بندازی
من هنوزم هر پنج شنبه میرم سرخاک مادرش و براش گل میذار�
2 ماه از مردن پسرش میگذره، اما من وقتی خودش کربلا بودو نتونست بیاد رفتم سرخاک پسرش.
یک سال و4 ماهه که هرگز طوری نخندیدم که دندونام معلوم بشه، چون به خاطر دوستیمون (که بعد از به هم خوردن عقدمون و به خواست خودش بود) پدرم و برادرام منو تاحد مردن کتک زدن ودوتا از دندونام شکست
.
تو درست میگی، دوستی چه خیابونی و چه غیر خیابونی بده!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.