ﻣـﻨﻮ ﺩﯾـﺪین ﺗـﺎﺯﮔـﯿﺎ ؟؟!؟؟!!؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻫﻤـﻮﻥ ﺑﻬﺘـﺮ ﮐﻪ ﻧـﺪﯾـﺪﯾﻦ! ﺣﻮﺻـﻠﻪ ﻧـﺪﺍﺭﻡ ﺟﻨـﺎﺯﻩ ﺟـﻤﻊ ﮐﻨـﻢ
@پیمان0098 · ۶۰۳ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۵۱۵ رأی)
ﻣـﻨﻮ ﺩﯾـﺪین ﺗـﺎﺯﮔـﯿﺎ ؟؟!؟؟!!؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻫﻤـﻮﻥ ﺑﻬﺘـﺮ ﮐﻪ ﻧـﺪﯾـﺪﯾﻦ! ﺣﻮﺻـﻠﻪ ﻧـﺪﺍﺭﻡ ﺟﻨـﺎﺯﻩ ﺟـﻤﻊ ﮐﻨـﻢ
به غـریبه ها لبخنـــــــــــــد بزن! مـمکنه بـا هـمون لبـخند، یـک زندگی رو تغـییر بـدی!
با ریتم بخونیــــــــــــد
.
.
.
پسـر ایرونــــی …
غـول بیـــابونــی
خودت میــدونی …
عینــِ میـمونـی ….
شلوارت لیـــه …
کفشــآت خـآکیــــــــه …
جیبـآت خالـــیه …
مغزت تعطیله...
حآلآ وایییییییییییییییی وایییییییییییییی ،
وای وای وای واییییییییی ،
حآلآ دخترا واییییییییییییییی وایییییییییییییییی ، وای وای وای وای
امتحان داشتم انقدر درس خونده بودم گفتم دیگه 20رو شاخشه رفتم امتحان همه سوالا رو جواب داده بودم مونده بودم رو یه سوال هرچی فکر میکردم یادم نمیومد انگار تا حالا ندیده بودمش خیلی هم دوس داشتم 20شم جواب سوال اسم یه نویسنده بود همینطوری منتظر معجزه بودم که یه پسره پاشد برگشو بده برگشت گفت بنویس" امیر رادمهر" منم ذوق مرگ شدم پاشدم پشت سر پسره برگه رو دادم رفتم بیرون....
من:مرسی که جوابو بهم گفتید حالا مطمئنید جواب درست بود دیگه؟؟؟
پسره:نه بابا من اصلا درس نخونده بودم دیدم خیلی داری به خودت فشار میاری گفتم تا سکته نکردی نجاتت بد�
من:دروغ میگی؟!!پس اون اسمه که گفتی چی ؟!
پسره:چاکر شما بنده امیر رادمهر هستم کاری باری هست درخدمت�
من:دردِ مرض هستم !! مگه مریضی دیوونه!!
پسره(با یه لبخند مسخره):حالا حرص نخور اتفاقا تو فکرشم یه کتاب بنویس�
نه آخه این هم دانشگاهی من دارم؟؟!!!
ایـنقدی کـه تـو ایران سـال نـو میـلادی رو بـه هـم تبریـک مـیگن، تـو اروپا نمـیگن.
مـورد داشتیم طـرف "یـا مقـلب الـقلوب "هـم خـونده
دقت کردی هر کی میاد پیشت میشینه توقع داره بهش برسونی بعد که تو ازش میخوای برسونه خودشو میزنه به کوچه علی چپ؟؟!!
سـرجـلسه امـتحان نـشسته بـودم یـه پـسره اومد نـشست بـغل دستم گفـت تو رو خـدا بـرسون ایـن سـومین باره که ایـن درسو امـتحان مـیدم بخـدا مـیرم سـرکار وقـت نکردم بـخونم .!مـنم گفتم بـاشه!
امتحان شـروع شد اول خـودم حل کـردم بعد شـروع کردم به رسـوندن؛ این پـسره هم تند تند مـینوشت یـهو دیدم مراقـب داره مـیاد سرمو کـردم تو بـرگه در به در دنبال افـق میگشـتم..این پـسره هم مـتوجه مراقب نـشده بود (مراقبه بالا سرش بود)هی صـدا درمیوورد پیس پیس جـون مادرت تو رو قـران حداقل چندتا دیگه برسـون 10بشم بابا خیلی نـامردی بابا مـرامتو .....یه ریز حرف میـزد مونگول یدفعه یه پسره که پـشتش نشـسته بـود زد به شـونه پـسره گفت :داداش پــاشو بـرو.....ما که ترکـیده بودیم آ خنـده!! مراقبـه هـم اومد بالا سر پـسره با خنده گفـت:سری بـعد پاس کنی صلوات بفــــرس
طـفلی انقدر التماس کرد کـه آخر مراقـبه راضی شـد برگـشو نگرفت*_*
ولی به هر حال عملیات تقلب با موفقیت انجام شد ^_^
یـعـنی اسـترسی کـه تـومـسیر رفـتن بـه دانـشگاه و دیـر نـرسـیدن بـه جـلسه امـتحان هـست, تـو خـود امـتحان نـیست!!
دقـت کـردین !؟
بـعضیا انـقدر بـا دقـت تـخمه میـخورن کـه انـگار میـخوان بـابـت پـوستاش رسـید بـگیرن
پـسر : بـیا هـمه چـی رو از اول شـروع کـنی�
دختـر: یـعنی الان تـو داداش مـنی؟؟؟O_O
میگن شهرام شب پره با همین شعر
“این شبی که میگم شب نیست ، اگه شب مث اون شب نیست ، امشب مث دیشب نیست ، هیچ شبی مث امشب نیست”
معافی خدمتشو گرفته !!!
مـن که نـیستم بـهت بـگم مـراقب خـودت بـاش!!!!!!
پـس یـا مـراقب خـودت نیـستی
یـا کـسه دیـگه بـهت مـیگه
به سلآمتيـــــــــــــ
همـــــ روزآيـــــــِـــ خوبيــــــــ که ندآشتيــــم... !
اصلا پسره و مردونگی کردناش, غیرتی شدناش, داد زدناش, ناز کشیدناش, یه جورخاص مهربون شدناش, ته ریشش, تُخس بازیاش ...
دختره ولوس بودناش, غر زدناش, عشق لواشک بودناش, گازگرفتناش,
خُل بازیاش, جدی شدناش ...
و خریت جفتشون ^_^
دقـت کـردین کـه: دوســــــــت داشتن
با خواســــــــــــــــتن خيلي فرق داره؟!
خيلي ها هستن که دوستون دارن ولي نمي خوانتون...!
روی در نمازخونه دانشگاه نوشته بودن :
اگر از گناه خسته شدی، وارد شو!!!
طرف اومده بود زیرش نوشته بود:
اگر هم که خسته نشدی،با این شماره تماس بگیر:
*******0935
اعتراف میکنم هر وخ مامانم با سوال " این چیه ؟ " بم نزدیک میشه ، تا برسه بهم من 2-3 دفه سکته میکنم :|
تـنها چـیز بـا کـیفیت تـوی زندگیـمون “درد” بـود،
کـه هـر قـدر کـشیدیم، پـاره نـشد !
دقـت کـردی بـهترين راه جـمع كـردن نـمكي كـه روي فـرش ريـخته ؛
ايـنه كـه بـا دسـت بـزني پـخش و پـَلاش كـني ؟!!:))
واقعا که!!! انقدر گفتید وی چت ؛ وی چت که رفتم به بابام گفتم یا واسه من یه گوشی میگیری که وی چت داشته باشه یا من از این خونه میرم ...طفلی الان یه ساعته دفترچه تلفنو گذاشته جلوش هی به فامیل و دوست و آشنا زنگ میزنه از همشون میخواد که
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
به مناسبت رفتن من از خونه, پاشن بیان جَشن!!!
ما که بدبخت شدیم رفت ولی یه سوال...
میشه وی چت رو در گوشی 1100 هم نصب کرد عایا؟^_^