p
peransese4jok ۱۲ سال پیش
جوک

امتحان داشتم انقدر درس خونده بودم گفتم دیگه 20رو شاخشه رفتم امتحان همه سوالا رو جواب داده بودم مونده بودم رو یه سوال هرچی فکر میکردم یادم نمیومد انگار تا حالا ندیده بودمش خیلی هم دوس داشتم 20شم جواب سوال اسم یه نویسنده بود همینطوری منتظر معجزه بودم که یه پسره پاشد برگشو بده برگشت گفت بنویس" امیر رادمهر" منم ذوق مرگ شدم پاشدم پشت سر پسره برگه رو دادم رفتم بیرون....
من:مرسی که جوابو بهم گفتید حالا مطمئنید جواب درست بود دیگه؟؟؟
پسره:نه بابا من اصلا درس نخونده بودم دیدم خیلی داری به خودت فشار میاری گفتم تا سکته نکردی نجاتت بد�
من:دروغ میگی؟!!پس اون اسمه که گفتی چی ؟!
پسره:چاکر شما بنده امیر رادمهر هستم کاری باری هست درخدمت�
من:دردِ مرض هستم !! مگه مریضی دیوونه!!
پسره(با یه لبخند مسخره):حالا حرص نخور اتفاقا تو فکرشم یه کتاب بنویس�
نه آخه این هم دانشگاهی من دارم؟؟!!!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.