رفتم اموزشگاه رانندگی تو کلاسش نشستم دختره برگشته بهم میگه توام اومدی رانندگی یاد بگیری گفتم پ ن پ اومدم اموزش هول دادن ماشین در مواقع اضطراری یاد بگیرم
@alim2 · ۸۰۷ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۴۳۵ رأی)
رفتم اموزشگاه رانندگی تو کلاسش نشستم دختره برگشته بهم میگه توام اومدی رانندگی یاد بگیری گفتم پ ن پ اومدم اموزش هول دادن ماشین در مواقع اضطراری یاد بگیرم
اقا این پسر خاله ی من خیلی حاضر جواب و پرو یه روز به خالم گفتم این پسرتو ادب کن گفت هر وقت تو با ادب شدی کل پسرای فامیل با ادب میشن
دیگه هیچی تو زندگیم اینقد قشنگ قانع نشدم
اقا پدرم زنگ زده میگه: بیا شرکتم کارت دارم منم رفتم منشیش میگه اصلا امروز نیومده زنگ زدم میگم کجای میگه خونم میگم چرا این کارو کردی میگه تا تو باشی از لیوان من اب نخوری
اینم از پدر انتقام جو من
میترسم بفهمه از مسواکش استفاده کردم چیکار میکنه
اقا پدرم حالش بد بود گفت منو ببر دکتر منم حاضر شدم گذاشتمش تو ماشینش خواستم حرکت کنم محکم زد پشت گردنم گفت فکردی مریضم حالیم نیس پیاده شد گفت با ماشین تو میریم من تازه بنزین کردم توش کثافط
اینم از پدر پسر دوست من
چند روز وقت نکردم برم دانشگاه بعد از ی هفته رفتم ی دختره تو کلاسمونه اومده جلوم با حالت عصبانیت بهم میگه معلوم هست کجای نمیشه ی خبری بدی واقعا که ایییییش
فک کنم از این به بعد باید از کل برو بچ دانشگاه اجازه ورود و خروج بگیرم:دی:
اقا من همیشه دوران مدرسه دیر میرفتم کلاس یبار نشد زود برم تا ی شب تصمیم گرفتم زودبرم گوشیمو گذاشتم رو زنگ خوابیدم ساعت 6ونیم بلند شدم صبحونه خوردم تیپ زدم رفتم تو راه دیدم چقدر خلوته گفتم حتما بازم دیره بدو بدو رفتم دیدم در مدرسه بستس دیگه فهمیدم دیر رسیدم رفتم در مدرسه رو زدم سرایدارمون اومد بیرون گفتم بچه ها رفتن کلاس یکم نگام کرد گفت امروز جمعس
دیگه هیچی فهمیدم دیر رسیدن بهتر از ضایع شدنه
نمیدونم این دوست دختر من با این ای کیو پایین چطوری داره رشته پزشکی میخونه
ازش پرسیدم ابن سینا کیه میگه کاشف الکل
من))))))))))))@
بعد ازش پرسیدم زکریا رازی کیه میگه فک کنم طبیب بود
وبازمن)()()()()()()(@
یعنی باید گفت با این شدیم 75میلیون نفر
بدبخت به اون مریضی که بیاد پیش این
دیروز دایم بهم گفت تو که رشتت برقه بیا این ایفونو واسمون عوض کن !!!منم رفتم شروع کردم به کار دیگه تموم شد خواستم سیم اصلی برقو بزنم به داییم گفتم کنتورو نزنی سیما لختن !!!اقا این دایی ما کنتورو زد پرتاپ شدن من همانا کوبیده شدن سر من به دیوار همانادیگه هیچی بعداز دوساعت اومدم به خودم میگم چرا اینکارو کردی میگه خواستم شدت برقو امتحان کنم
ای خدا یکی نیس بهش بگه مگه من فازمترم میخواد بامن امتحانش کنه
)زنگ اخر وایسا(
یادش بخیروقتی دانش اموز بودیم تو مدرسه میخواستیم دعوا کنیم این جمله وحشناک رو میگفتی�
نمیدونم الان این بچه ها میگن یا همون تو مدرسه دعوا میکنن
اقا رفتم خونه خالم دیدم هیچ کس خونه نیس بجزپسر خالم که داره توپ بازی میکنه بهم گفت علی بیا ببینم چندتا رو پای میری منم جوگیر شدم گفتم توپو بده گفت من تا تو اتاقم میرم شروع کردم روپای تا اون بیاد یهو خالم اومدپسرخالمم اومد پایین گفت علی صدای شکستنی اومدچی شکستی منم حول شدم گفتم هیچی خالم چپ نگام کردگفتم بجون خاله کاری نکردم پسرخاله کثافط من رفت پشت مبل یه مجسمه شکسته اورد دیگه هیچی خودمم باورم شد که شکستمش بعد فهمیدم خودش شکستش
خدا اینا عجب هوشی دارن ده هشتادیا شما دیگه کی هستین
دیدم گوشیم داره زنگ میخوره گوشیو جواب دادم یهو دیدم پسرخالم)6سالشه( گفت ااااه بیشعور احمق گوشیو قط کن دارم اهنگ پیشواز گوش میدم بعد از ی ساعت دوباره زنگ زد فک کردم داره اهنگ پبشواز گوش میده جواب ندادم چندبار زنگ زد جواب ندادم اس ام اس داده میگه بیشعور احمق جواب بده
کارت دارم
دیگه هروقت زنگ میزنه حول میکنم نمیدونم باید جواب بدم یا نه در هرصورت باید فحش بشنوم هی خدا
اقا این پدر بزرگ من دیگه اخرشه رفتم خونشون پدربزرگم میگه علی بیا یه ار دی)ای دی( تو فست فود) فیسبوک(برام بساز بعد مادربزرگم بدو بدو میاد میگه واسش درست نکنی ها پرو میشه فردا میگه بیا موهامو فشن کن یعنی دیگه ترکیدم از خنده
اینا دیگه اخر فک و فامیلن
این خونواده دایی من کلا داغونن زنگ زدن رفتم در و باز کردم ::
پسر داییم اومد تو با لگد رفت تو شکمم!!!
دختر داییم پا گذاشت رو پام!!!
زن دایم یکی زد تو گوشم !!!!!
دایمم یه فیلیپینی زد بهم !!!!!
یعنی تا رفتن شهیدم کردن
هم خودشون داغونن هم منو داغون کردن
زن دایم زنگ زده میگه علی بیا مطبم کارت دارم رفتم اونجا ب منشیش میگم خانم دکتر هست میگه میخواین ببیندشون میگم اره میگه 15000ویزیت بدین بعد زنگ زدم بهش میگم زن دایی این میگه ویزیت بدم میگه اره دیگه باید بدی ویزیت دادم رفتم تو میگه خسیس شدی ها میگم کارت چی بود میگه ماشینمو ببر کارواش
من)))))))))))))))))@
و باز من(((((((((((((@
فک کنم اینبار ز میزنه میگه بیا مطبمو طی بکش
داشتم تو خیابون راه میرفتم یهودیدم ماشین پلیس پیچید جلوم دوتا سرباز پریدن بیرون باجدیت تمام زدن بهم ب دستم دستبند زدن بردنم تو ماشین بعد میبینم دایی من جلو ماشین نشسته میگم دایی چ خبر شده میگه هیچی چند وقته بیکار بودیم خواستیم مانور انجام بدیم
اخه شما بگین در حد مرگ ردن بهم بعد میگه مانوره
دایی منم خل وچلیه واسه خودش مثلا دلش خوشه پلیسه
اقا من واسه تموم استادا دانشگاه اسم گذاشته بودم ی استاد داشتیم سیبیلای بلندو تاب خوردی داشت که بهش میگفتم سیبیل قشنگ
ی بار یک نمره میخواستم که باید بهم میداد رفتم جلوش خواستم بگم اقای محمدی)اسم اصلیشه(از دهنم در رفت گفت اقای سیبیل قشنگ کل سالن دانشگاه رفت رو هوا اون ی نمره هیچ که نداد فرداشم سیبیلشو زد!!!!
اقا این چ وضیه دختر خالم 7سالشه تازه گوشی خریده هرجا میرم امارمو میگیره ی بار بیرون بودم بهش گفتم هستم خونه زنگ زد خونه مادرم گفت نیس زنگ زد بهم هرچی از دهنش اومد بهم گفت
گفتم ب توچه من کجام؟ با گریه میگه چرا با احساسات من بازی میکنی قط کرد
اینم از دختر خاله پرو و با احساس من !!!!!!!!!
رفتم خونه عمم؛ پسر عمم)8سالشه(داره سیب میخوره ب من میگه میخوری میگم اره میگه خب برو واسه خودت بیار یکم نگاش میکنم بعد باز میگه واقعا میخوری میگم نه میگه میخوردیم بهت نمیدادم
من)0،0(
سیب @@@@@
دهه هشتادیا$€£¥¢₩§^^^
رفتم خونه خالم؛ خالم بهم میگه علی میوه میخوری میگم نه ممنون میگه اه تارف میکنی میخوری دیگه گفتم بگم نه ناراحت میشه گفتم باش میخورم گفت خب هست تو یخچال برو واسه خودت بشور
این از خاله مهمان نواز من هی خدا
پشت چراغ قرمز وایسادم بعد ی ماشین پشت سرم بود هی بوق زد زد زد زد
رفتم پایین دیدم ی پیر مرده گفتم پدر من ماشینم بال نداره پرواز کنم
بعد بازم ی بوق زد گفت واسه تو بوق نمیزنم واسه چراغ قرمزه تا سبز بشه
دیگه هیچی اونجا ک دیوار نبود اومد نشستم تو ماشین سر خودمو زدم ب فرمون ماشین