ع

علی

@asgari1111 · ۳ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۲ رأی)

م
جوک

اعتراف میکنم یبار از امتحان برگشتم خونه
دیدم البالو های تو حیاط دارن چشمک میزنن به�
منم نامردی نکردمو رفتم نصف البالو های درختو خورد�
بعدش دیدم خیلی خابم میاد
خلاصه یه ده ساعت خوابیدم و وقتی بیدار شدم اول شب بود
دیدم همچین حالم خوش نیس و بدنم باد کرده کلا
گفتم حتما خییلی خابیدم بخاطر اونه
برم دوچرخه سواری بلکه درست بش�
خلاصه رفتم دوچرخه سواری و بعدش با رفقا شبگردی و اینا
اما من حالم لحظه ب لحظه بد تر میشد
فرداش حالت تهوع داشتم و کلا داشتم میمرد�
که مشخص شد پدر گرامی به البالو ها سَم زده بوده
خودشم باید 1 سی سی در لیتر میزده که متاسفانه 15 سی سی در لیتر زده بوده
دکتر گفت اصولا باید بیشتر از یکساعت بعد از خوردن البالو ها زنده نمی بود�
اما 2 روز دووم اورد�
جان سخت 28 :-/