یکی دیگه از فانتزیام اینه مدیر 4جوک بشم و لایک و بردارم بچه ها سر خورده بشن دیگه نیان جوک بذارن
4جوک جمع بشه بره تو افق محو بشه خسته شدیم ازش
خخخخخخخخخخ
@*HaMeD* · ۳۱۸ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۵۵ رأی)
یکی دیگه از فانتزیام اینه مدیر 4جوک بشم و لایک و بردارم بچه ها سر خورده بشن دیگه نیان جوک بذارن
4جوک جمع بشه بره تو افق محو بشه خسته شدیم ازش
خخخخخخخخخخ
عروسی پسر عموم بود یکی از پسرا دومادو بلند کرد رو شونه هاش و میرقصید، یه ده دقیقه ای که رقصیدن اومد یجوری بذاردش زمین که هیجان داشته باشه یهو خم شد که این بپرو از رو شونش دوماد سر خورد کف زمین رو زمینم قالی پهن بود نتونست خودشو جمع کنه سر خورد یه متر رو زمین اسکی کرد
یعنی آدم تو سازمان ملل ضایع بشه ولی تو عروسیش کتلت نشه
:دی
آقا یه پیشنهاد واسه ادمین دار�
بجای این تبلیغات که چپ و راست سایت زده که بدجوریم میرن تو حلق آدم این محصولات رو تبلیغ کنه:
1) دیوار بتنی مخصوص کوبیدن سر (ترجیحا ساخت داخل و صدالبته تحت لیسانس 4جوک باشه)
2) افق واسه محو شدن (طراحی شده توسط مهندسین داخلی که تنظیم فاصله محو شدنش هم دست یوزر باشه)
3) حلق، لوزالمعده، معده و... (تولید شده با فن آوری سلول های بنیادی) واسه اینایی که همه چیو میکنن تو حلق و لوزالومعده شون بالاخره آسیب میبینن دیگه
خلاقیتم تو مخچه تون : خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
آقا دیشب دخترم تب کرده بود برده بودمش پیش متخصص همینجوری که نشسته بودیم منتظر دوتا خانوم اومدن تو با یه بچه کوچیک،
منشی دکتر: بفرمایید
خانومه: این بچه یخورده حالش بده آوردیم نشونش بدی�
خو خواهر من مگه پیکان روغن سوزی افتاده آوردی نشونش بدی
اینا نمیگن ما 4جوکیا لشکر نامرئر ایم همه جا پخشیم که اینجوری سوتی میدن؟
یکی از فانتزیام اینه که تصادف کنم (خودتون میدونید با یه خانم ترجیحا دکتر) بعد اون پیادهشه منو ببره مطب شخصی خودش و معاینم کنه، بگه دستت شکسته بعد برای اینکه دل منو بدست بیاره خودش معالجم کنه
بعد بشه رفیق فابریک من ووجدانش درد بگیره و همیشه واسم پول خرج کنه
خیلی حال میده لامصب تازه از محو شدن تو غروبم خیلی بهتره
یکی از فانتزیام اینه مدیر 4جوک بشم بعد ادمین هی مطلب بذاره من تایید نکن�
بعد قهر کنه بره تو غروب آفتاب محو بشه
:دی
مشتری اومده میگه آقا شماره فکستو بده برام یه چیزی فکس کنن
دادم بهش
برگشته خیلی با اعتماد به نفس وبا قیافه من خیلی حالیمه: آقا فکستون دورنگاره دیگه؟
خو بابا سوالای زیر بپرس بتونم جواب بد�
ای بابا
ابتدایی بودیم یکی از بچه ها درس نخونده بود و معلا داشت با کابل(از ابزار کمک آموزشی ما دهه شصتیاست :دی) کتکش میزد
پسره: آقا تورو خدا نزن ... آقا غلط کردم ... آقا جون مادرت نزن ... آقا ... آقا ...
(به جون خودم با گریه) نزن آشغال ... نزن عوضی ... نزن کره خر
معلمه هم هرچی میزد این ساکت نمیشد دیگه
خخخخخخخخخخخ
آقا بچه بودم شب دستشوییم گرفت پا شدم رفتم از راهرو رد شدم رفتم تو حیاط دمپایی پوشیدم رفتم برق دستشوییو روشن کردم رفتم تو نشستم و جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییش
بعدشم راحت اومدم خوابید�
فقط نمیدونم چرا صبح که پا شدم عرق کرده بودم اونم فقط از پاها�
واسه کی اتفاق افتاده؟
آقا یه بار کیف دستم بود رفتم از یه مغازه نزدیک محل کارم لوازم بهداشتی بگیر�
از ماشین پیاده شدم یه مقدار کاغذ و اینا هم که مال کارم بود دستم بود رفتم تو ...
سلا�
یارو: سلا�
صاحب این مغازه شمایی؟
یارو: نه بخدا مغازه مال این پسر بغلیه
فهمیدم ترسیده
یه کمی سر کارش گذاشتم بعد گفت این مغازه سر وچه ای نیستی؟
من: چرا
هر وقت منو میبینه خندم میگیره
امتحان کنید حال میده
زنه اومده از دفترم یه نامه پست کنه، منم طبق قانون جدید شماره ملی و کدپستیشو نوشتم روی پاکت
اونم اومد تریپ من خیلی حالیمه (تریپ جدیده شماها ندیدین) برداره جای تمبرو نشون داد و گفت اینجا هم عکسمو میچسبونید؟
خو لامصب حرف نزنی میمیری؟
اول دبیرستان بودم سر کلاس ریاضی دبیر هی داشت یه مسئله رو توضیح میداد و تخته رو خط خط ی میکرد و عینهو بولدوزر میرفت جلو
یهو برگشت گفت فهمیدین؟
ما: (O_o)
معلم: چرا گیج گیج منو نگاه میکنید؟
یکی از بچه ها: آقا شما ما رو گیج گیج میبینید (O_O)
بیچاره میخواست بگه شما مارو به صورت یه سری آدمای گیج مشاهده میکنید
هیچی دیگه معلم که کنف شد طفلی نزدیک بود گریش بگیره یه ساعت شونه هاشو مالیدیم تا حالش جا اومد
اون پسره هم یه ساعت هی جمله سازی میکرد که حرفشو درست بگه بلکن معلم از دلش درآد
ما هم که کف کلاس جفتک چارکش میزدیم از خنده
باورتون نمیشه امروز بعد از این همه مدت که میام 4جوک وقتی یوزر و پس رو وارد کردم 3 ثانیه صبر کردم تا اتوماتیک وارد سایت شم، "اینجا" رو کلیک نکرد�
ولی خیلی سخت بود تحمل اون 3 ثانیه:دی
بچه بودیم تیله بازی میکردیم بعضی وقتا سر شاه تیله مون بعضی وقتا هم سر تیله ای که تو بازی بود
میخواستیم لج طرف رو در بیاریم تیله رو شب قبل میذاشتیم رو اجاق تا خوب داغ شه بعد مینداختیمش تو
آبا یخ توش ترک ترک میشد ...
بعد تو بازی تا تیله شو میزد به تیله ما و به خیال خودش تیله رو صاحب میشد ...
تیله هه خورد میشد
خیلی نامرد بودیما
یادش بخیر ...
نمیدونم اسمشو چی بذارم؟
بچه بودم رفتم تو یه مغازه به یارو گفتم یه کیک بده، تا روشو برگردوند یه انار کش رفتم ولی از اونجا که ناشی بودم وقتی برگشت انارو گرفتم پشتم و رنگم هم پرید
یارو شک کرد گفت چی برداشتی؟
منم از ترس الفرار
تا یه جایی دنبالم کرد و منو گرفت
وقتی انارو دید یه نگاه پر از دلسوزی بهم کرد و گفت چرا میترسی؟ انار مال خودت
بخدا هروقت یادم میفته اشک تو چشام جمع میشه
خدا رحمتش کنه
یه بازی اینترنتی هست بعضی وقتا میرم توش یه اکانت میسازم فقط واسه اینکه جمله های جالبی که بچه ها تو پروفایلشون مینویسن و بخون�
چندتاشو بخونین:
1-زانو نمیزنیم حتی اگر آسمان کوتاه تر از قدمان باشد
2-گر فلک به کام ما نچرخد کاری می کنیم که فلک نچرخد
3-سال ها پی خوشبختی دويدم حيف دير فهميدم که خوشبختی همان سال هايی بود که گذشت !!
4-نر بودن جنسیت است و مرد بودن یک هویت
شهید مطهری در کتاب جاذبه ودافعه امیرالمومنین میگوید:
در دوران خلافتش سه دسته را از خود طرد کرد وبا آنان جنگید
اصحاب جمل (ناکثین)
اصحاب صفین (قاسطین)
اصحاب نهروان (مارقین)
و دو گروه را سخت از خود دفع کرد:
منافقان زیرک و زاهدان احمق
آقا بچه بودم یه شب تابستونی که مدرسه تعطیل بود آخر شب رفتم تو کوچه یکم بازی کن�
وسایل بازیم: یه بسته کبریت :O، یه دفتر باطله
همسایمون یه خونه داشت هنوز کاملش نکرده بود پنجره های زیرزمینش تو کوچه بودن شیشه هم نداشتن بچه ها هم هرکی هرچی دستش اومده بود انداخته بود اون پایین
منم یه کاغذ آتیش میزدم مینداختم پایین کاغذ بعدی ... کاغد بعدی ... تا دفتره تموم شد بعدشم رفتم خونه که بخوابیم که دیدیم تو کوچه داد ه هوار
آب بیارییییییییییییییییییییید خاموشش کنیییییییییییییییییید خاک بریزییییییییییییییییید
تا همین چندسال پیش هم کسی تو خونه نمیدونست کار منه
آتیشایی سوزوندم که اگه بگم ادمین از اینجا بیرونم میکنه
منتظر بعدیا باشید ...
آقا دختره اومده دفترم میگه یه مشکل برام پیش اومده
میگم چی؟
میگه گوشیم آهنگ پیشوازو تا آخر پخش نمیکنه!!!!:O
ما تو چه فکرایی هشتیم اینا تو چه فکرایی!!!
هنوزم بالا سرم وایساده از لجش همین الان نوشتمش
دوستم میگفت رفتم پمپ بنزین ورودیش دیدم دارن کیک و نوشابه مجانی میدن :O
گرفتم خوردم وکلی کیف که مفتی بود بنزینو زدم اومدم برم یارو گفت عیدی مارو نمیدی؟!!!!!
هیچی دیگه هرچی گشتم کمتر از دوهزاری نیافت�
فقط میتونم بگم کوفتش بشه