یادش بخیر ...
نمیدونم اسمشو چی بذارم؟
بچه بودم رفتم تو یه مغازه به یارو گفتم یه کیک بده، تا روشو برگردوند یه انار کش رفتم ولی از اونجا که ناشی بودم وقتی برگشت انارو گرفتم پشتم و رنگم هم پرید
یارو شک کرد گفت چی برداشتی؟
منم از ترس الفرار
تا یه جایی دنبالم کرد و منو گرفت
وقتی انارو دید یه نگاه پر از دلسوزی بهم کرد و گفت چرا میترسی؟ انار مال خودت
بخدا هروقت یادم میفته اشک تو چشام جمع میشه
خدا رحمتش کنه