ع

علیرضا

@علیرضا 24 · ۱۲۲ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۷۸ رأی)

ع
علیرضا 24 ۹ سال پیش
پیام

««بہ نام یزدان و بہ یاد ڪوروش »»
نـام:سـٍٍّربازٍ
نـام خـانوادگیـم:وظّـٍیفٍه
شــغـلم:نگـہّبانٍِے
مـحـل ڪـارم:برجّـٍـٍڪہا
جرمم:پـسـر بودن
حبــٍّسم:21مــاہ
حـڪم داٍدگاہُّ:آش خورے
عـشقـم:مرخصے
حریمم:سیم خاردار
بارم:ژ3
حقـوقـم:65هزارتومان
ذڪر لبــم:نبووووود
حرف آخـــرم:مابہ دنـیا آمـدیم ولے دنـیـا بہ ما نـیامد
سلامتے هر چے سربازه

ع
علیرضا 24 ۱۰ سال پیش
پیام

«« بہ نام یزدان و بہ یاد ڪوروش »»
خواهشن بخونید ارزششو داره
_ به امید روزی که داداش کامران و آبجی الهام خبر عروسیشونو اینجا بدن
_ به امید روزی که داداش کیان خبر ازدواجشو بعدم خبر بابا شدنشو اینجا بده
_ به امید روزی که پستای داش عباسم دو نفره بشه
_ به امید روزی که داداش حامد برگرده و با انبر دستش بیوفته به جون هممون
_ به امید روزی که هر روز ظهر کته بیاد و از خاطرات سربازیش بگه
_ به امید روزی که سید مصطفی دوباره بیاد و حساس بشه
_ به امید روزی که محمد موحدی برگرده و باز سایتو مطبوع کنه
_ به امید روزی که امیر 21 بیاد و باز با مهتاب خانم بچه های سایتو شاد کنن
_ به امید روزی که محمد رسول دوباره با جوک های بامزش لبخند به لب هممون بیاره
_ به امید روزی که مسیحا بازم ازون پستای قشنگش که دل ادمو آروم میکنه بزاره مثل همیشه آخرش «لایک=صفر» باشه
_ به امید روزی که سایلار دوباره از خاطرات دوست دخترشو گشت ارشاد بگه
_ به امید روزی که سینا مشهد برگرده و داستان های نیمه کارشو تموم کنه
به امید اون روز
«خدایا آبجی ها و داداشایی که رفتن را به سایت برگردان»
لایک = آمین
پ.ن آبجیا و داداشای عزیز این سایت بدون شما صفا نداره

ع
علیرضا 24 ۱۰ سال پیش
جوک

«« بہ نام یزدان و بہ یاد ڪوروش »»
دیروز خسته و کوفته اومدم خونه یهو دیدم خواهرم و دختر خالم و پسر داییم (کوشولوئه) دارن با آهنگ زندونی داریوش ( دقت کنید داااریووش ) بندری میرقصن چشام داشت از حدقه میزد بیرون اصن O_o
خواهرم : وا علی چته چرا اینجوری نگاه میکنی
دختر خالم : ایییش چشاتو درویش کن اه اه
پسر داییم : هووووی برو بیرون مجلس زنونست ( به نظر شما هم به خودش توهین کرد؟؟؟)
من : اون وقت شما خودت اینجا چه غلطی میکنی گل�
اون : من اومدم ببینم کم و کسری ندارن
من : پس که این طور باوووش
اون : خب دخملا خروس بی محل رفت (بیشهور) ادامه میدیم موهارو افشون کنید اوووووه ( کثافت چه قری هم میداد به باسن لامسبش )
آخه با داررریوش
من :O_o
بازم من : O_o
دوباره من : O_o
شما بگید فکو فامیله ما داریم

ع
علیرضا 24 ۱۰ سال پیش
جوک

«« بہ نام یزدان و بہ یاد ڪوروش »»
یادمه بچه بودم با پسر عموم بهمون پول دادن بریم سبزی بخریم نزدیک سبزی فروشی یه مغازه بود همیشه میرفتیم آتاری بازی میکردیم منو پسر عموم وسوسه شدی�
( شیطون بیشعور قولمون زد کصافط ) ما هم همه پول سبزیو دادیم سه ساعت بازی کردیم غافل ازاین که مامان و زن عموم به کل فامیل زنگ زدن به پلیسم خبر دادن نزدیک غروب بود داشتیم میرفتیم خونه یهو دیدیم یه لشکر آدم جلو خونمونن ما هم فکر کردیم اتفاقی ،چیزی افتاده عین خر دویدیم طرف خونه آقا چشمتون روز بد نبینه کل فامیل ریختن سر ما حالا نزن کی بزن من با فامیل مشکل ندارما من کشته اون سروانم از بابام منو بیشتر زد میگفت منو مسخره کردی الاغ بالاخره با پا درمیونی بابام و عموم سروانه مارو ول کرد اصن یادش میوفتم تمام بدنم درد میگیره لامصب کسی دستمال نداره
لایک : عیب نداره ماهم ازین کتک ها خوردیم

ع
علیرضا 24 ۱۰ سال پیش
جوک

««بہ نام یزدان و بہ یاد ڪوروش»»
یکی از فانتزی هام اینه که فاز سه گروه رو بفهمم
اینایی که از فورجوک کپی میکنن دوباره میفرستن همین جا
اینایی که پستای کپی شده دسته اول رو لایک میکنن
این مدیر نامردی که فقط واسه من میزنه محتوای تکراری و واسه پستای دسته اول نمیزنه

ع
علیرضا 24 ۱۰ سال پیش
جوک

««بہ نام یزدان و بہ یاد ڪوروش»»
ده تا کار که امکان نداره ده شصتی ها انجام نداده باشن
۱_ جلو پنکه حرف زدن
۲_ خوردن مواد کیک
۳_ کلید برق رو در حالت تعادل نگه داشتن
۴_ روی چند تا صندلی نشستن
۵_ بدون دست غذا خوردن
۶_ زدن همه دکمه های آسانسور
۷_ زیاد کردن صدای تلویزیون هنگام شروع کارتون
۸_ سر خوردن با جوراب روی سرامیک
۹_ آروم بستن در یخچال تا ببینن لامپش کی خاموش میشه
۱۰_ بستن یک پارچه به عنوان شنل
حتی اگه یکیشونم انجام دادی بلایک...