ع
علیرضا 24 ۱۰ سال پیش
جوک

«« بہ نام یزدان و بہ یاد ڪوروش »»
دیروز خسته و کوفته اومدم خونه یهو دیدم خواهرم و دختر خالم و پسر داییم (کوشولوئه) دارن با آهنگ زندونی داریوش ( دقت کنید داااریووش ) بندری میرقصن چشام داشت از حدقه میزد بیرون اصن O_o
خواهرم : وا علی چته چرا اینجوری نگاه میکنی
دختر خالم : ایییش چشاتو درویش کن اه اه
پسر داییم : هووووی برو بیرون مجلس زنونست ( به نظر شما هم به خودش توهین کرد؟؟؟)
من : اون وقت شما خودت اینجا چه غلطی میکنی گل�
اون : من اومدم ببینم کم و کسری ندارن
من : پس که این طور باوووش
اون : خب دخملا خروس بی محل رفت (بیشهور) ادامه میدیم موهارو افشون کنید اوووووه ( کثافت چه قری هم میداد به باسن لامسبش )
آخه با داررریوش
من :O_o
بازم من : O_o
دوباره من : O_o
شما بگید فکو فامیله ما داریم

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.