ا

اسماعیل

@E.Abedi · ۱۶ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۵ رأی)

E
E.A ۱۰ سال پیش
جوک

28صفر پارسال با نوه های عموم نشست بودیم که یهویی نوه یکی مونده به آخر عموم(6ساله)گفت باید دستی به آب بزنم،منم بردمش تو حیاط.وقتی رفتم بیارمش دیدم استایل رونالدو گرفته و تو هوای بارونی حیاطو شسته.همونجا داداشش(4ساله)گفت ایشماعیل امیل خودشو خیش کرد.
حالا رفتم به مامانش بگم،اونم از لای خنده هام فهمیدو رفت.
بیچاره وسط روضه اومد.(راستی ما سه تا تو بخش مردانه چای و غیره پخش میکردیم.)

E
E.A ۱۱ سال پیش
جوک

E.A
جاتون خالی عید قربان رفتیم یکی از روستاهای استان گلستان به دعوت دوست بابام که بیاید و اینجا مراسم ما رو ببینید.
اونجا گاو قربانی کرده بودن و هرکی میومد واسش گوشتشو کباب یا آب پز میکردن.(البته بگم که ما با خونواده عمم رفتیم)هرجا که رفتیم این شوهر عمم سفره رو درو کرد و منم گفتم حتما خوبه که میخوره.
شب که همه خواب بودن از خواب بیدار شدم که حالم بده.رفتم سمت در تا برم گلاب به رویت که بابام دستمو گرفت و فک میکرد که دزدم.اگه مامانم نبود تو اون تاریکی کتک رو خورده بودم.
خلاصه صبح همه منو اینجوری(0-0)نگاه میکردن که این چشه چرا اینجوریه؟