ف

فرشته

@خوچول دخمل · ۱۰ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۷ رأی)

د
جوک

اطراف مدرسه ی ما گاو و مرغ و خروس زیاد هست و کلا بهترین مدرسه ی شهرو بردن کنار گاو و گوسفندا ساختن بگذریم . یه روز سر کلاس ریاضی معلم میخواست اثبات رو بهمون درس بده گفت مثلا به خواطر اینو اینو این این مسئله اثبات شد درسته؟؟؟ یهو از بیرون یه گاو با صدای بلند و واضح گف موووووووووووووووو منم گفتم بعله تائید شد معلمم نه گذاشت نه برداشت گفت گاو میفهمه ولی شما عین گاو نمیفهمین!!ما هم گفتیم هم نوعا حرفای همو بهتر درک میکنن! معلمم شوتم کرد بیرون

د
جوک

بعد امتحان ریاضی معلم داشت برگه هارو تصحیح میکرد موقع دادن برگه ها گفت :خانومم بسم الله الرحمن الرحیم بیاد برگشو بگیره ماهم فقط زمینو گاز میزدیم نگو دوستم از بس هول بوده به جای این که اسمشو جلوی نام و نام خانوادگی بنویسه بسم الله الرحمن الرحیم نوشته خلاصه روحمون شاد شد بعد ریاضی خخخ

د
جوک

جونم براتون بگه که 11 ابان مدرسمون میخواس شعله زرد نذری بده ما هم خوشحالو ایول و اخجون زنگ ریاضی فرتو ... تو کلاس زیست نشسته بودیم که یهو دیدیم از بیرون صدای جیغ و داد میاد زنگ مدرسه رو هم زدن ماهم فک کردیم زنگ زلزله اس رفتیم زیر میز بعد اومدن گفتن ازمایشگاه(محل پخت شعله )اتیش گرفته ماهم الفرار رفتیم بیرون خلاصه اتیش نشانی و پلیس و امبولانسو سوپر من مدرسه (یکی از دبیرا) دست به کار شدند و همه چی به خیرو خوشی تموم شد بعد یه ساعت رفتیم کلاس(بدبختانه زنگ ریاضی تموم نشده بود) ونشسته بودیم که دیدم یکی پشت سرم بازور نفس میکشه برگشتم دیدم یکی از دوستام زیر میزه میگه:پس چرا زمین نمیلرزه !!!یینی مدیر شخصا میخاس بندازتش تو اتیش من نزاشتم.خخ اینم از حادثه 11 سپتامبر ..نه ببخشید ابان.مدیرمون 4جوکی نباشه صلوات بفهمه کیم می کشه منو بگذریم ک دوستان زحمتشو تو فضاهای مجازی کشیدن.

د
جوک

عاقوو یه بار رفتیم پایین حرم امام رضا واسه نماز ماهم جو گیر خواستیم عکس بگیریم از طرفی هم نمیزاشتن منم فک می کردم 4را تک تیراندازگذاشتن فقط منو بپان حالا من چی کار کردم؟گوشی رو گرفتم کنار گوشم دوربینم گذاشتم رو فیلمبرداری وشروع کردم به حرف زدن سالها گذشت ومن اون فیلمو دیدم .مردم با تاسف سر تکون میدادن وعده ای می خندیدن علت را جویا شدم مامانم گف اخه شاسگول هر اسکلی هم میدونست که اون پایین انتن نمیده عاقو ما له شدیم حالا منو بگو چه طبیعی هم با تلفن حرف میزدم!! بچه بودم دیه

د
جوک

صبح چشمامو باز کردم دیدم پنجره بازه و نسیم خنک بهاری داره پرده ها رو تکون میده وافتاب هم می خوره تو صورتم وخلاصه اون موقع داشتم پرواز می کردم ! وقتی از جام بلند شدم کنارم یه ظرف پر از الوچه کنارشم نمکدون ... به به همون طور که داشتم به الوچه نمک می زدم و می خوردم از لب و لوچه ام اب می ریخت با ملچ مولوچ الوچه رو گاز می زدم ، الوچه هم توووورش
با نمک هم دیگه توووورررش تر .
.
.
.
.
اگه الان اب دهنتون سرازیر شده و دارین منو فحش می دین حق دارین الوچس شوخی که نیست خخخخ!!!!

د
جوک

دقت کردین بعضی وقتا این معلما طوری به ادم نیگا می کنن که خدایی نکرده ،خدایی نکرده زبونم لال استغفرالله اعوذ به الله می خوان ازمون سوال بپرسن !!!باید این موجودات رو از زمین ریشه کن کنن به خدا از قاتلان زنجیره ای هم بد ترن !
لایک به منظور حمایت از بیکاران نسل سبز (ینی ما دیگه!)

د
جوک

فرض کن یه روز زمستونی سرررررررد آروم آروم برف می اد ساعت 5:30 یواش یواش داره غروب می شه تو هم کنار بخاری لم دادی وچایی گرم با گز می خوری (به به به !!) زیر پتو داری چرت می زنی هیچکی هم خونه نیست خونه هم یه کم تاریک ...... یهو یادت بیاد فردا ریاضی امتحان داری و5 صفحه هم باس می نوشتی خلاصه نمی دونی باید تو خلوت گریه کنی یا از چایی لذت ببری ؟!!!!
.
.
.
.
الکی مثلا برف می اد
الکی مثلا منم ازستاد استرس دهی و کوفت کردن اوقات فراغت مزاحم می شم!!!

د
جوک

یه بار بعد امتحان خواستم از معلم ادبیاتمون یه سوالی رو بپرسم ، رفتم جلو دیدم بهم نیگا نمی کنه خواستم متوجه خودم کنمش از دهنم پرید گفتم الووووووو !! خواستم سوتیمو درست کنم یه سوال داشتم با الوووو شد یلوووو !! کلا می خواستم بگم پارسی را پاس بداریم .