E

Emad

@em_2afm · ۸ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)

2
2afm ۱۱ سال پیش
پیام

صبحم بلند می شود از گیجگاه تخت
یک مشت کار ساده و یک مشت کار سخت
از شیشه شیر بچه که باید بجوشد و
شلوارهای شسته ی او روی بند رخت
غمباد ظرف های نشسته که توی سینک
دارد به دست های زنی فکر می کند
گاهی به بیگ بیگ پیامی دلم خوشست
یعنی کسی به همچو منی فکر می کند
ایرادهای کوچک و تکراری غذام
تکرار بوی خستگی ام پای میز شا�
تکراری صدای تو «ممنون» سکوت من
من خسته ام ازینهمه تکرار که مدا�
چیزی عوض نمی شود و روزهای بعد
یک مشت کار ساده و یک مشت کار سخت
تکرار بوی خستگی ام پای میز شا�
صبحم بلند می شود از گیجگاه تخت

2
2afm ۱۱ سال پیش
جوک

دختر دانشجو از استاد پرسید:
توی کتاب نوشته بود :کلیهٔ انسانها توانایی عشق ورزیدن به هم را دارند.
استاد: خوب آره، درسته
دختر میگه: پس چرا کلیه های من این توانایی رو ندارن ؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
یااااارااااان چه غریبااااااانه رفتند از این خاااااااانه...
وعدهٔ ما فردا ۹ صبح مراسم تشییع پیکر استاد از جلوی درب دانشگاه ...

2
2afm ۱۱ سال پیش
جوک

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺘﺨﺮ
ﺩﻭﺭ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎﯾﻮﺵ ﺧﯿﺲ ﺑﺎﺷﻪ
ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻓﺘﻪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻦ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺎﯼ ﺗﻮ ﺁﺏ ﮔﻔﺘﻪ
ﺩﮐﺘﺮ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺩﯾﺴﮏ ﮐﻤﺮ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺮﻭ ﺍﺳﺘﺨﺮ
ﻓﻘﻂ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ ﮐﻦ
:|
.
.
.
.
.
.
..
.
ﻣﯿﮕﻦ ﻏﺮﯾﻖ ﻧﺠﺎﺗﻪ ﺷﯿﺮﺟﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﮐﻒ ﺍﺳﺘﺨﺮ
ﺑﺎﻻﻡ ﻧﻤﻴﺎﺩ
ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻮ ﻫﺴﺘﻢ...!!

2
2afm ۱۱ سال پیش
جوک

طرف برادرشو نصيحت ميکرده ميگه وقتي ازدواج کردي اقتدار داشته باش،مثل من.
ديشب به زنم گفتم بايد ساعت يازده آب گرم باشه، اونم آبو گرم کرد.
داداشش گفت ساعت يازده آب گرم ميخواستي چيکار؟
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
..
..
.
.
گفت: آخه پوستم حساسه نميتونم با آب سرد ظرف بشورم :|