n

nazanin2002

@parham1 · ۸۰ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۳۸ رأی)

m
ma bedone to ۱۰ سال پیش
جوک

سرکلاس نشسته بودم استاد به دوستم گفت:
اقای راد تخته رو ببینین دوستم بنده خدا زل زده بود به تخته اما این استاده باز گیر میداد
دوستم: استاد دارم نگاه میکنم بخدا
استاد:من نمیدونم شما اگه پینوکیو بودین دماغتون چقد دراز میشد
من:استاد شما هم پدر ژپتو
دوستان اینجا افق دارم دنبال استادمون میگردم

m
ma bedone to ۱۰ سال پیش
پیام

شاهین رحمانی عضو ایرانی کنفدراسیون فوتبال آسیا که عضو کمیته مسابقات است و در حال حاضر در دوحه حضور دارد به سایت نود گفت: فدراسیون فوتبال امارات هم مثل فدراسیون فوتبال عربستان نمی خواهد تیم هایش در ایران بازی کنند و آنها رسما به ای اف سی نامه زده اند و نامه هم حتی برای فدراسیون فوتبال ایران ارسال شده است. تیم های اماراتی خواهان این هستند که در بازیهای رو در رو با تیم های ایرانی در کشور دیگری، بازی کنند و پس از این همه فک پاسخ ایرانیان : به جهنم

m
ma bedone to ۱۰ سال پیش
پیام

به تازگی قطری ها پیامی منتشر کردن و از پیراهن فوتبال تیم ملی کشورمون ایراد گرفتن اینم پاسخ زیبای ملت ایران:
انسان به چیزهایی که در کشورش در معرض خطر انقراض هستند توجه می کنه. شما هم روی پیراهنتان عکس یک آدم بزنید کسی اعترض نخواهد کرد.به افتخار خودموننننننن

m
ma bedone to ۱۰ سال پیش
جوک

عاقا گودزیلامون 12 سالشه نشسته بودن سرکلاس یه دفعه زد رو میز (دیه میدونین که صدای در زدن میده)معلمه میگه بله کسی جواب نمیده دوباره میزنه معلمه میگه بفرمایین کسی جواب نمیده دوباره میزنه معلمه میگه کیهههههه اینم میگه حامد پهلااانههههههه
دیه قیافه معلمه و نیمکت های گاز زده شده و تصورش با خودتان

p
parham.ppp ۱۱ سال پیش
جوک

عاقا دوران راهنمايي بودم از علوم اقتصاد فوق العاده متنفر بودم با اينكه يه ناظم خيلي تيز داشتيم يه روز رفتم دم در كلاس يه صندلي گذاشتم زير پام و اون تابلو كه روش نوشته شده بود كلاس علوم اقتصاد رو برداشتم و به جاش تابلو دستشويي رو زدم تابلو كلاس علوم اقتصاد رو هم زدم كنار دستشويي چشمتون روز بد نبينه همون روز هم بازرس اومد بررسي يعني اون موقع آدم بود كه رفت رو هوا خيلي شانس آوردم كسي نفهميد من اين كارو كردم وگرنه الان بايد با روحم پست ميفرستادم.....

p
parham.ppp ۱۱ سال پیش
جوک

عاقا داشتم فوتبال ميديدم مامانم هم به خاطر يه اتفاقاتي ناراحت بود رفته بود تو اتاقش داشت گريه ميكرد بابام هم رفت دلداريش بده 10 دقيقه بعد ديدم دارن از خنده غش ميكنن ابجي كوشولوم اومده ميگم پرهامي ماماني داره دفترچه خاطراتت رو ميخونه خيلي باحاله مخصوصا اونجاش كه تو دسشويي مدرسه گير كردي...
من:-#
مامانم:-))))))))
بابام:-)))))
ابجي كوشولوم:-)

p
parham.ppp ۱۱ سال پیش
جوک

عاقا با گودزيلامون (خواهرم) رفتيم خونه مامانبزرگم عرضم به حضورتون كه مامان من عروس بزرگ خانواده ست عموي ما به شوخي به خواهرم گفت پريا مامانت پير شده گودزيلا گفت نخير زن خودت پيره عموم گفت زن من دهه 60 مامانت دهه 40 گودزيلا هم يه نگاه عاقل اندر بزي بهش انداخت و گفت 60 از 40 بيشتره پس زن تو از مامانم خيلي پيرتره.
من:-&
مامانم :-))
عموم :-!
زن عموم كه پيره :-@

p
parham.ppp ۱۱ سال پیش
جوک

داشتم با مامانم فيلم ميديدم اين تبليغ ماي بي بي هست داشت پخش ميكرد مامانم رو به من:
پرهام تو بچه كه بودي هيچ وقت از ماي بي بي استفاده نكردي(ادبم تو حلقتون) ميخوام برم برات ماي بي بي بخرم عقده اي نشي...
من:جااااااااااااان؟
مادر گرامي: خوب چيه بده ميخوام عقده اي نشي
من:مامان ايا من را از سر جوب پيدا كردي؟
مادر گرامي: كلاس منو نيار پايين از رودخانه كارون پيدا كردمت
بعله يه همچين عشق و علاقه اي بين ما موج مي زنه
منo-o
مامانم:)))
سازمان حمايت از كودكان پرورشگاهي:-!

p
parham.ppp ۱۱ سال پیش
جوک

بابام داشت تلوزيون نگاه ميكرد گفتم بابا امروز تولدمه ها بعد گفت كه خوب ميرم برات كيك ميخرم هيچي شب رفته با هزار جور پز دادن كيك گرفته اورده با هزار پز دادن كه اره عكس خودتو گزاشتم رو كيك جعبه رو باز كردن كيك قورباغه بود نه خدايي من چي بگم باباست من دارم حالا واكنش مامانم پرهام نگاه چقدر شبيه تو هستش...
من:-(
بابام:-))))))
مامانم:-)
سازمان حمايت از كودكان بي سرپرست:=$
اين داستان ادامه دارد