p
parham.ppp ۱۱ سال پیش
جوک

بابام داشت تلوزيون نگاه ميكرد گفتم بابا امروز تولدمه ها بعد گفت كه خوب ميرم برات كيك ميخرم هيچي شب رفته با هزار جور پز دادن كيك گرفته اورده با هزار پز دادن كه اره عكس خودتو گزاشتم رو كيك جعبه رو باز كردن كيك قورباغه بود نه خدايي من چي بگم باباست من دارم حالا واكنش مامانم پرهام نگاه چقدر شبيه تو هستش...
من:-(
بابام:-))))))
مامانم:-)
سازمان حمايت از كودكان بي سرپرست:=$
اين داستان ادامه دارد

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.