بابام داشت تلوزيون نگاه ميكرد گفتم بابا امروز تولدمه ها بعد گفت كه خوب ميرم برات كيك ميخرم هيچي شب رفته با هزار جور پز دادن كيك گرفته اورده با هزار پز دادن كه اره عكس خودتو گزاشتم رو كيك جعبه رو باز كردن كيك قورباغه بود نه خدايي من چي بگم باباست من دارم حالا واكنش مامانم پرهام نگاه چقدر شبيه تو هستش...
من:-(
بابام:-))))))
مامانم:-)
سازمان حمايت از كودكان بي سرپرست:=$
اين داستان ادامه دارد