m

maryami

@خالو · ۱۸ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۴ رأی)

m
maryami ۱۱ سال پیش
جوک

خونه دانشجویی داریم با دوستامون،یه بار خوراکیامون تموم شد با دوستام رفتیم خونه پسر عموش،دوسمون گفت سره پسر عموشو گرم میکنه هرچی میخوایم برداریم،ما هم حمله کردیم گوشتو مرغ و ماهی و لوبیا و نخود برداشتیم،این وسط یکی از بچه ها جو دزد بودن گرفتش چکمه زنشم برداشت به زور جلوشو گرفتیم آخه عزیزه من مگه اومدیم دزدی واقعی

m
maryami ۱۱ سال پیش
پیام

نمیدونم چرا تو دنیای ما آدما جرمه بشی عاشق یکی از خودت کوچیکتر،یادته خودت میگفتی مهم نیس ولی من بهت میگفتم آدمای دنیای ما میگن زشته،حیف که خودتم ‏
شدی ‏
یکی ‏
از ‏
آدمای ‏
دنیای ‏
ما...
تا ابد عاشقت میمونم عشقم فردا تولدته تولدت مبارک،
نمیدونم با کی هسی کی برات جشن میگیره،ولی ای کاش....

e
eshgham raft ۱۱ سال پیش
جوک

دخترخالم چن سال قبل کلاس خصوصی میذاشت،خالم تعریف میکرد یه بار یه شاگردش خیلی شیطونه بوده یه بار رفتم تو دسشوی دیدم مسواکمو برداشته داره باهاش عینکشو میشوره،این خاله ما هم خیلی پاکیزه میگفت فشارم رفته بالا افتادم دنبالش از خونه انداختمش بیرون

e
eshgham raft ۱۱ سال پیش
جوک

این پسرعموی ما وقتی کوچیک بود هروقت میرفتیم خونه مادر بزرگم تا اذیت میکرد مادربزرگم میگفت اذیت نکن،یه عکس داشت قاب گرفته بود آورده بود خونه مادربزرگم،عکسشو برمیداشت میگفت بدین میخام ببرم خونه ،دوباره میاورد فرداش واین داستان همیشه ادامه داشت

e
eshgham raft ۱۱ سال پیش
جوک

یه بار با خواهرم و دختردائیم رفتیم خرید از پله های یه مرکز خرید که میرفتیم پایین،این خواهر ما با من دعواش شد رفت اون طرف پله منم تو دلم گفتم ایشالا بیفته دلم خنک شه ،حرفم هنوز با خودم تموم نشده بود که خواهرم،که از شانس بدش جلوشم ۲تا پسر میرفتن پایین ،پاش لیز خورد افتاد بعدش خورد به اون ۲تا همشون باهم سر خوردن پایین،یعنی ما هم از خنده پخش زمین شدیم

m
maryami ۱۱ سال پیش
جوک

یادمه راننده سرویسمون فامیلش گل آفرین بود بعد دوسام همش میگفتن گلی وقتی
با بچه ها خودمون تنها بودیم،یه روز که از مدرسه میومدیم داشت از ایستگاه ما رد میشد حواسم نبود گفتم گلی وایسا رد شدی بخدا آب شدم رفتم تو زمین از فرداش تا میدید منو میخندید

m
maryami ۱۱ سال پیش
جوک

امروز تو دانشگامون (پیام نوریم‏)ترم بوقیا پر بودن قیافشونم ضایع بود بوقین ‏،با دوستم دم در منتظر تاکسی بودیم یه ترم بوقی اومد پیشمون گفت با چی میرین خونه ،‏ گفتیم با تاکسی زنگ میزنیم میاد ،میخوای شمارش گفت نه من از اینا نمیخوام،‏ میخوام اسم بنویسم هر روز سرویس بیاد دنبالم،بهم بگین کجا اسم بنویسم،من تا چند دقیقه تو شک بودم بخدا یعنی واقعا اینا نمیدونن اینجا دبیرستان نیست دانشگاهه اونم دانشگاهه پیام نور،دوستم که نتونست خودشو کنترل کنه گفت این بوقی تحویل تو من میرم سرم رو بکوبم دیوار

m
maryami ۱۱ سال پیش
جوک

دره حموم ما خراب بود بعد بابام نمیدونست یه بار صبح بابام رفته بود حموم ماهم خواب بودیم صداشو نمیشنیدیم بریم درو باز کنیم تا اینکه مامانم فهمیده بود بابامم فکر کرد داداشم درو از روش بسته خودشو زده به خواب رفت از تو خواب ایقد زدش ایقد زدش هرچی هم ما میگفتیم خودش اینجوری میشه باورش نمیشد بدبخت داداشم تا ۱هفته بخاطر شک نمیتونست حرف بزنه

m
maryami ۱۱ سال پیش
جوک

یادمه راهنمایی بودم خواهرم گودزیلاشو آورد خونمون(۳سالش بود) پیشم بمونه آخه خودش کار داشت بیرون،اینم اذیت میکرد نمیذاشت درس بخونم چون میدونستم عاشق آبه بردمش تو حموم بعده نیم ساعت که رفتم سراغش دیدم کلا شامپو رو خالی کرده رو سرش تا میخواست یه کلمه حرف بزنه کف از دهنشو گوشش میزد بیرون ،آخ که چقد زدم پشت سرش تا کفاش پاک بشه

m
maryami ۱۱ سال پیش
جوک

یه روز صبح تو ایستگاه منتظر بودیم سرویس مدرسمون بیاد بعد یکی از بچه ها اومد دیدم همه جیغ میزنن نشونش میدن تا نگاش کردیم دیدیم یه سوسک بزرگ و سیاه رو مقنعش بود گفت چرا اینجوری میکنین گفتن سوسک رو مقنعته گفت سوسک،با دست زد سوسکه افتاد ریلکس برگشت طرفمون یعنی دهنمون باز مونده بود بخدا