ا

اعظم

@امیدی25 · ۱۸ امتیاز

★★☆☆☆ ۱ از ۵ (۲ رأی)

م
پیام

روز اولی که شب
هنوزهوای این همه ترس وتاریکی نداشت
خیلی ها میگفتند:
کار چراغ وستاره تمام است!
اما دیدی آرام آرا�
آرام دلمان به بی کسی
صدایمان به سکوت
و چشمهایمان به تاریکی عادت کردند!
حالا هنوزمیتوان در تاریکی راه افتاد
و ازهمهمه هوافهمید که رودی بزرگ
ازنزدیک همین تشنگی هایمان میگذرد!

م
پیام

آدمها می آیند!
گاهی در زندگیت می مانند
وگاهی درخاطراتت!
آنهایی که درزندگیت می مانند
همسفرت میشوندو
آنهایی که درخاطراتت می مانند
تجربه ایی برای سفرت!
گاهی بایادشان لبخندمیزنی
گاهی لبخندازلبانت میگیرد.
اماتولبخندبزن به تلخترین خاطراتت.
آدمها می آیند
و این اتفاق بایدرخ بدهدتاتو بدانی
آمدن راهمه بلدند
‏"ماندن"
هنرمیخواهد!

م
پیام

خدا مارو برای هم نمیخواست
فقط میخواست همو فهمیده باشی�
بدونیم نیمه ی ما مال نیست
فقط خواست نیمه مونو دیده باشی�
تموم لحظه های این تب تلخ
خدا از حسرت ما باخبر بود
خودش مارو برای هم نمیخواست
خودت دیدی دعامون بی اثر بود!