مردانه تر عاشقم باش
تا ببینی برای دیوانگی هایت
چقدر زنم ...
@امیدی25 · ۱۸ امتیاز
★★☆☆☆ ۱ از ۵ (۲ رأی)
مردانه تر عاشقم باش
تا ببینی برای دیوانگی هایت
چقدر زنم ...
گلایه ها عیبی ندارند
اما کنایه ها ویران می کنند...!
باز باران آمد
از هوا یا ز دو چشم خیسم؟
نیک بنگر
چه تفاوت دارد...
خیلی تلخه 100% خودتو
خرج کسی کنی و
بفهمی که تا 10 بیشتربلد نبوده بشماره ...
روز اولی که شب
هنوزهوای این همه ترس وتاریکی نداشت
خیلی ها میگفتند:
کار چراغ وستاره تمام است!
اما دیدی آرام آرا�
آرام دلمان به بی کسی
صدایمان به سکوت
و چشمهایمان به تاریکی عادت کردند!
حالا هنوزمیتوان در تاریکی راه افتاد
و ازهمهمه هوافهمید که رودی بزرگ
ازنزدیک همین تشنگی هایمان میگذرد!
یک روز او هم معنای
"بی محلی"
را می فهمد،بگذار
اکنون با
"هم محلی هایش"
خوش باشد!
از اینجاکه هست�
تا آنجاکه هستی
وجب به وجب دلتنگتم!
روزگار بدیست
درست وقتی که تو درآتش میسوزی
همه به بهانه یافتن آب
"می روند"
ساکت نیست�
لبهایم هم نسوخته
تنها
تمام من
تاول زده
از آشی که نخورده ام!
اخم میکنی که مهربانیت راپنهان کنی
مرا "شما" خطاب میکنی که هوایی نشو�
اما نمیدانی اینها چقدر به "تو" می آیند!
تقصیرتو نیست
حتمأ اشتباه از متصدی آرزوها
بوده که تو نصیب دیگری شدی!
آدمها می آیند!
گاهی در زندگیت می مانند
وگاهی درخاطراتت!
آنهایی که درزندگیت می مانند
همسفرت میشوندو
آنهایی که درخاطراتت می مانند
تجربه ایی برای سفرت!
گاهی بایادشان لبخندمیزنی
گاهی لبخندازلبانت میگیرد.
اماتولبخندبزن به تلخترین خاطراتت.
آدمها می آیند
و این اتفاق بایدرخ بدهدتاتو بدانی
آمدن راهمه بلدند
"ماندن"
هنرمیخواهد!
برایم مهم نیست چه کسی
جایم را درقلبش گرفت،
چون میدانم پس مانده های
"گرگ"
را فقط
"سگها"
می برند!
هرفردی بهترین هم که باشد اما
زمانی که بایدباشد،نباشد
همان بهترکه نباشد!
"بریده ام"
به اندازه ی مادر لالی که
بچه اش را در جمعیت گم کرده است!
خدا مارو برای هم نمیخواست
فقط میخواست همو فهمیده باشی�
بدونیم نیمه ی ما مال نیست
فقط خواست نیمه مونو دیده باشی�
تموم لحظه های این تب تلخ
خدا از حسرت ما باخبر بود
خودش مارو برای هم نمیخواست
خودت دیدی دعامون بی اثر بود!
"شب"
قراریست که ستاره ها
برای بوسیدن ماه میگذارند
و چه زیباست شرم زمین
که خود را به "خواب" میزند!
خودتان رادرقلب هیچ آدمی نچپانید،جا نمیشودید
چروک میشوید فقط . . .