م

مهرداد

@mehi behi · ۸ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

m
mehrdad 0098 ۱۱ سال پیش
جوک

خواهرم میره جین جین شال و روسری میخره بعد میگه فلانه میندازه دور بابام چیزی بهش نمیگه اون وقت ما پامون رفت روی پونصد تومنی سرش کج شد . مارو از خونه انداخت بیرون و کلی دری بری
فردا پس فردا معتاد میشم میگه چرا بعد منو از شهر میندازه بیرون والا به خدا

m
mehrdad 0098 ۱۱ سال پیش
جوک

صحبت کردن یک پدر با فرزندش
پدر : پسرم میتونی نون بگیری پسر : بابا تازه از باشگاه برگشتم خستم پدر: باشه پسرم من خودم میرم تو استراحت کن
صحبت کردن پدر من با من
پدر: هوی اون تنه لشتو تکون بده برو چند تا نون بگیر من: بابا دو ۳ ساعت تو باشگاه بودم تازه تا خونه پیاده اومدم میشه ۱ ساعت دیگه برم پدر: من اندازه تو بودم میدونی از کجا تا کجا پیاده میرفتم و تازه وقتی بابات میگه برو نون بگیر سریع باید پاشیو گمشی بیرون من: باشه :-(
اون وقت میریم معتاد میشیم میگن چرا ?