m
mehrdad 0098 ۱۱ سال پیش
جوک

صحبت کردن یک پدر با فرزندش
پدر : پسرم میتونی نون بگیری پسر : بابا تازه از باشگاه برگشتم خستم پدر: باشه پسرم من خودم میرم تو استراحت کن
صحبت کردن پدر من با من
پدر: هوی اون تنه لشتو تکون بده برو چند تا نون بگیر من: بابا دو ۳ ساعت تو باشگاه بودم تازه تا خونه پیاده اومدم میشه ۱ ساعت دیگه برم پدر: من اندازه تو بودم میدونی از کجا تا کجا پیاده میرفتم و تازه وقتی بابات میگه برو نون بگیر سریع باید پاشیو گمشی بیرون من: باشه :-(
اون وقت میریم معتاد میشیم میگن چرا ?

ل
لاشخور :) ۳ سال پیش
جوک

این مثبت اندیشی هم بد سرطانیه..
به رفیقم میگم :ممد به خاک سیاه نشستم :/
اون بیشعور هم جواب میده : باز خدا رو شکر کن به خاک صورتی نشینستی وگرنه هم بد بخت بودی هم مردم به رنگ خاکت میخندیدن :-|
هیچی دیگه
تو همون خاک صورتی چالش کردم بی شرفو ^_^

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.