d

delaram

@deli95 · ۳۸ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۵ رأی)

¤
¤| € |_ ¡ ۱۱ سال پیش
پیام

*درحالی که با انگشت شست پول ها را میشمرد بلند داد زد: زن شنیدم بی اجازه من از خونه میزنی بیرون... مگه اسلام نگفته زن بی اجازه شوهرش نباید جایی بره؟
شب را در منزل زن صیغه ای اش گذراند ... بوسیدش، نازش را کشید ... نمیدانم کجا خوانده بودم پیامبر تا فوت حضرت خدیجه کسی را صیغه نکرد و تنها او را دوست داشت...
*چادر نمازش را گوشه ای انداخت و درحالی که زیر لب ذکر میگفت ،بلند گفت: راستی دختر فلانیو دیشب با پسر فلانی دیدم ... تسبیحش را چرخاند و آهسته تر زمزمه کرد: الله اکبر ...الله اکبر...
ادامه داد: معلوم نیست چه غلطا نکردن !
" الله اکبر ! خدا بزرگ تر است! "
*وسط قرآن خواندنش تلفن زنگ خورد: " آره خودم دیدمش بابا دختره ی ... رو"
نمیدانم چندبار آن کلمات عربی را خوانده است که میگویند قران را حفظ است.اما من یکبار ان را فارسی خواندم ،نوشته بود: لعنت خداوند بر کسانی که به دختران و زنان پاکدامن افترا میزنند
* چشمانش مانتوی نخی تابستانی دخترک را میکاوید.مادرش غرید: پسر مردمو از راه بدر میکنن
نمیدانم ولی نباید گناه چشم چرانی کمتر از مانتوی نخی تابستانی پوشیدن باشد درست است؟
* -این همون دختر جلفه ست که ... الان اومده عزاداری امام حسین؟ نمیدانم با چه حقی مرا از عزاداری امامم میرانند...
زنا گناه کبیره است درست ...ولی نه آنکه غیبت هم کبیره است؟نه آنکه افترا هم کبیره است؟ نه آنکه دروغ کبیره است؟ چه ساده روزی چندبار تجاوز میکنند... تجاوز به حق مردم!

¤
¤| € |_ ¡ ۱۱ سال پیش
پیام

اینو فقط اونایی که همیشه 4جوکو میخونن میفهمن:
میری تو یه سایت جوک ،اگه اول جوکش "لامصب" داشت، مال محمد موحدیه
اگه تو جوک قربون صدقه مامانش رفت مال امیر21ئه
اگه عشقولانه های خودشو نامزدش بود ،یا امیر21 ئه یا K:E
اگه اولش "یکیم نداریم " داشت کار D$D$D ئه
اگه جوکر استاد دانشگاه بود، کار فائزه ست

¤
¤| € |_ ¡ ۱۱ سال پیش
پیام

طرف زیر 1 ساعت حموم نمیره بعد میاد اینترنت تا واسه خشکسالی و چالش یخ پست میبینه لایک میکنه
روزی ده بار سر مامانش داد میکشه تا پست عشق به مادر میبینه لایک میکنه
فقیر میبینه شیشه ماشینو میده بالا که بهش گیر نده ،بعد میاد ادعای طرفدار حقوق بشرو میکنه
آخرشم این پستو میخونه برای همچین آدمایی تاسف میخوره و فکر میکنه خودش جزوش نیست!
لایک نمیخوام، "فـقـط" اگه به خودت اومدی لایک کن

¤
¤| € |_ ¡ ۱۱ سال پیش
جوک

چن تا سوال هستن از بچگی ذهن منو مشغول کردن
یکی اینکه این گداها از کجا پول میارن ویالون و ساز میخرن تو کوچه ها میزنن؟از کجا میارن میرن کلاس یاد میگیرن؟
دوم اینکه پول کجا چاپ میشه؟چرا بیشتر چاپ نمیکنن وضعمون بهتر شه؟خود چاپ کنندش واسه خودش کش نمیره؟از چی ساخته شده که هیچکس نمیتونه بسازش؟
سوم اینکه اولین کسی که حرف زد ،چی گفت؟چجوری به ذهنش رسید حرف بزنه؟ اولین کسی که نوشت چطور؟
بعدشم وقتی زبانهای مختلف بوجود اومد چجوری مثلا یه انگلیسی به ایرانی فهموند که آندرستند یعنی فهمیدن؟
آخرش نجف زاده از برزیل پیداش میشه سوالا من بی جواب میمونه

¤
¤| € |_ ¡ ۱۱ سال پیش
پیام

پاییز که می اید، یاد موهای رهاشده در باد پاییزی می افت�
یاد پاهای اویزان از نیمکت سرد پوشیده از برگ های زرد
در اغوشت میکشم ،د ست هایم را از روی نیمکت به سمت موهایت سر میدهم
می بویمشان
می بوسمشان
لمسشان میکنم... پلک میزنم نفس عمیقی میکشم و حجم هوای بغل شده در دستانم را لعنت میکنم که گاهی اشتباها بجای تو مرا روانی میکنند!

¤
¤| € |_ ¡ ۱۱ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم ما دماغ عملیا ،لحظاتی تو زندگیمون داریم که میریم جلو آینه
یه دستمال میکنیم سر گوش پاک کن ،بعد که قشنگ تو دماغمون قِلِش میدیم و میاریمش بیرون، با حسرت به گیگیلی های چسبیده بهش نگاه میکنیم و میگیم: هی یادش بخیر یه زمانی انگشت میکردیم تو دماغمون تا آرنج !!!بعد از همون سر آرنج تا زیر ناخونمون گیگیلی می چسبید ما هم با لذت می چسبوندیم زیر میز ...
بهـله... هـی یادش بخیر وقتی انگشت میذاشتم تو دماغم انگار تیکه ی لگو رو گذاشتم سر جاس !

¤
¤| € |_ ¡ ۱۱ سال پیش
جوک

"آخه این چیه نه تروخدا چیه آخه" چیست؟
.
.
.
.
جمله ای که بعد از مقایسه جوک تایید شده دیگران با جوک تایید نشده خودمون در 4جوک میگیم !
یکم دقت کنین میبینین مسئولین دارن تلافی اف بی رو سر دخترا در میارن. الان 10تا جوکم ندادما ولی انواع و اقسام اخطارها رو دریافت کردم!

¤
¤| € |_ ¡ ۱۱ سال پیش
پیام

یکی از اساتید کنکورم:
پدربزرگم یه نیسان داشت که گفته میشد اولین نیسانیه که وارد ایران شده.با راست و دروغش کار ندارم،خیلی نیسانشو دوست داشت و روشم تعصب داشت و باهاش هم تو جاده کار میکرد .یادمه یه بار نشستم کنارش گفتم من هیچی نمی بینم اینقد که شیشه شکسته شده و خورد شده شما چجوری رانندگی میکنی؟ گفت به این خوبی دیده میشه چی رو نمی بینی؟
گفتم چجوری این شکلی شد؟گفت یه بار داشتم تو جاده رانندگی میکردم که یه تیکه سنگ کوچیک از ماشین کناری پرت شد اولش یه ترک کوچیک بود بعد کم کم بر اثر زمستون و تابستون و سرماگرما،بزرگ و بزرگ تر شد تا اینکه کل شیشه رو گرفت
میگفت پدربزرگم حاضر نبود قبول کنه که ترک داره و تعمیرش کنه. بس که دوسش داشت
ما آدمام اینجوریم...عیبامونو قبول نمی کنیم،ایرادامونو نمی پذیریم و اصلاحش نمیکنیم تا اینکه بزرگ و بزرگ تر میشن...
میگفت اگه میخواید عاقبت پدربزرگمو بدونید،یکی از همون شب ها تو جاده بدلیل دید کم تصادف کرد و فوت کرد.
همین عیبامون باعث نابودیمون میشن...همینایی که نمی پذیریمشون!