E

Elahe

@Andoh · ۱۴ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۲ رأی)

R
Radmina ۱۰ سال پیش
جوک

چن سال پيش ي روز دوستم اومد خونمون خلاصه گوشيش شارژ نداشت از گوشي من زنگ زد به دوست پسرش و باهاش حرفيد بعد يك ساعت فك زدن اومد كنارم ميگه من ميرم دستشويي اگه اين يارو زنگ زد جوابشو بده بگو تو دستشويي 
از اونجايي كه اين رفيق ما كلا دستشويي نيم ساعت ميره اين پسره زنگ زد بعد از حال احوال خيلي صميمانه بهم گفت واااي تو چقد لارجي من خرم كه تا اون زمان همچين كلمه اي نشيده بودم فك كردم بهم فحش داد گفتم لارج عمته خوتي اصلا جد ابادت پسر پرو بعدم گوشي وقطع كردم وقتي دوستم از دستشووي اومد براش موضوع  گفتم 
چن لحظه سكووووت
خيره تو چشا�
يهو زد زير خنده حالا بماند كه من چ فحشايي بهش دادم و بدبختيم وقتي بود كه دوست بنده ام داشت بهم ميفهموند لارج يعني دست و دلباز....
تازه فهميدم چ سوتي دادم من

R
Radmina ۱۰ سال پیش
پیام

چن روز پيش توشهرمون بارون اومد...صبح ميخواستم برم بيرون ديدم بارون مياد منم عشق بارون به دوستم اس دادم بريم ي دوري برنيم اونم پايه...خلاصه تا از خونه اومدم بيرون هنگ كردم...شايد باورتون نشه همسايمون تو اون بارون شيلينگ گرفته بود دستش ماشينشو ميشست...چنان خنديدم كه بدبخت كپ كرد...منم ديدم خيلي ضايع...گفتم حاج اقا روز بخير...هيچ ديگ اونم بهم سلام كرد...بعدشم خواهش كرد واسش مايع بريزم تو تشت...
بعله ديگه اينجا كوچمون بارونم مياد اونم زياد منم دارم ماشين ميشور�

R
Radmina ۱۱ سال پیش
جوک

احسان عليخاني تو يكي از برنامه هاي ماه عسل گفت من عاشق كساييم كه وقتي برنامم شروع ميشه ميگن اه باز اين....
خلاصه اين ابجي ما عاشقش
از وقتي كه اين جمله رو شنيده وقتي برنامه شروع ميشه ميگه اه باز اين احسان عليخاني اينقد ازش بدم مياد ميشينه و با اشتياق برنامشو نگاه ميكنه
من:-/
مامانم:-/
ابجيم:::::::-/

R
Radmina ۱۱ سال پیش
پیام

خيلى وقتا...خيلى آدما خواستن پشت سرم حرف در بيارن...با اين كه از اطرافيانم خيلي چيزا شنيدم كه پشت سرم ميگن سكوت كردم...و حتى براشون دعا كردم...و با خودم گفتم كه كسايى كه پشت سرم حرف ميزنن همون پشت سرم قرار دارن...من اين جمله رو از ٤جوك خوندم...كه خيلى كمكم كرد...ممنونم بچه ها...تنها سايتى كه خيلى راحت حرفامو ميزنم...لايك نميخوام...فقط ممنون ازت ٤جوك

R
Radmina ۱۱ سال پیش
جوک

چن سال پيش رفت بودم با خانوادم كربلا...
تو صحن امام حسين بودم كه يهو ديدم من از بقيه جا موندم...خلاصه رفتم پيش يكي از اين خداما...ي خانم عرب بود...اومدم باهاش حرف بزنم تازه يادم اومد اين عربه...هول كردم گفتم كن يو اسپيك اينگيليش...زن هم رو به من با خوشحالى...گفت:يس...يس...حالا موندم چي بهش بگم...يهو گفتم من الباب و..كلا كلمه عربي انداختم...حالا كاش عربيم خوب بود...باز وسطش موندم...اون بدبختم تركيد ازخنده...منم ترجيح دادم فرارووووو... نميدونم چي شد كه راهم پيدا كردم...خلاصه خانوادمو ديدم

R
Radmina ۱۱ سال پیش
پیام

عشق...اين واژه سه حرفي...برا همه زيبا نيست....گاه تكيه گاه...گاه بي پناه....كاش هيچوقت از روي إحساس تصميم نگيريم...عاقل باش...اري...گاهي عقل به وسعت دل جاي خود را فراموش ميكند..و انگاه نميفهميم كه چ شد...و چرا اين گونه شد....انگاه كه عروسكي شديم تنها براى بازيچه شدن...وهنگام به خود امدنمان...ديگر هيچ نيست...حتي عشقماااان...

R
Radmina ۱۱ سال پیش
پیام

بامامانم  نشسته بوديم داشتيم شبكه سلامت و مي ديديم..دكتره در مورد علائم سرطان حرف ميزد ميگفت چيپس و پفك اينا نخوريم ...مامانم برداشته ميگه كجاي كاري دكتر ما ي دختر داريم ازبچگي غذاش چيپس،كلا معتاد اين آشغالاست...منم گفتم مامان من سرطان دارم...چيكار كنم...مامانم هم برداشت گفت تو كه هنو سي ساله نميشي...الان ترك كن و ديگه نخور...
اخه من به اين مامان چي بگم...
بدبختي اينجاست بابام شب اومد خونه ازهمه جا بي خبر ي ده پفك نمكي خريده...
اين مامانم هم اومده جلوم ميخوره...
هي من ي جوري نگاش ميكنم كه دلش رحم بياد..بابا به مامان ميگه جالبه چرا اين نميخوره...مامانم برداشته ميگه اين تو ترك...
باباي ماهم ازهمه جا بي خبر اومده جلوم ميگه تو معتادي....نزاشت من حرف بزنم...
و شتلق زد تو گوشم..تا من رفتم تو اتاقم...ابجيم همه چي و توضيح داد...حالا بابام اومده...ميگه باز كن درو ميگم نموخوام شما منو دوس ندارين...ميگه بهتر همون تو بمون تا خوب ترك كني
آخه من به اين خانواده چي بگم...
اينا من و دوس ندارم...
عايا من بچه پرورشگاهيم...
 .

R
Radmina ۱۱ سال پیش
پیام

چن وقت پيش ي كليپ ديدم مربوط به جدايي دخترا وپسرا بود...نشون ميداد وقتي پسره ي دخترو ترك ميكنه دختره ميزنه زير گريه ولي پسره ميره با دوستاش دور هم جمع ميشن و ميزنن ميرقصن يعنى انگار كه نه انگار,اين كليپ شايد شوخى و محض خنده بود...خواستم بگم...كااااااش اينجورى نبود كااااش عشقااا هم مثل قديم بود...البته هنوزم هستن كسايى كه عشقشون ليلى و مجنون...ولى خيلى كمن...خدايا همه عاشقارو بهم برسون...آمين...

R
Radmina ۱۱ سال پیش
پیام

امروز روز سختى برام بود...اول از همه درگذشت هنرمند عزيز كشورمون رو تسليت عرض ميكنم،وبعد از اون تلفنى كه بهم زده شد كه واسه يكى از دوستام يك مشكله بزرگى پيش اومده،بعدشم متأسفانه سر ي مسئله بيخود صدامو برا بابام بالا بردم...خيلي ناراحتم...باباجون همينجا ازت عذر ميخوام......
خيلي دلم گرفته....
مرتضى عزيز،روحت شاد و يادت جاودان...
بچه ها براى دوستم دعا كنين...

R
Radmina ۱۱ سال پیش
جوک

ي روز سر كلاس بودم بادوستم كنار هم نشسته بوديم،كلاسمون ساعت 2تا4بود،
ساعت2:20بود كه يكي از دوستام بلند شد گفت:ببخشيد استاد كلاسمون امروز تداخل داره با ي كلاس ديگه اگه أجازه ميدين برم،استاد گفت خواهش ميكنم بفرماييد...2:25بود كه يهو ي دخترى كه ساعت 2:15تازه اومده بود كلاس...همين جمله دوستمو گفت،اونم با ي نااااااز و لوس بازى...يهو استاد بهش گفت خواهش ميكنم ولي اگه هميشه اينجوري ديگه كلاس نياد...دختره هم بلند شد دستگيره در و محكم گرفت و رو به همه دانشجوها (باعرض معذرت)به استاد گفت (...خوردي)..واي همه مونديم اين چي گفت،استادم سرخ شد...وگفت بعضي از دانشجوها فرهنگ دانشگاه رفتن ندارن...
خدايي دخترم اينقد پرو....
ببين ما با كيا شديم هفتاد ميليون...

e
eli ۱۱ سال پیش
جوک

چن سال پيش وقتي خيلي كوچيك بودم بادوست بابام رفتيم چابهار،تو بازار بوديم....كه يهو منو بابام از بقيه جداشديم....وسايل باربي جديد مد شده بود،منم رفت طرف اون مغازه،چشمتون روزه بد نبينه،وقتي برگشتم ديدم بابام نيست...خلاصه فروشنده منو برد ي جايي كه بچه هاي گمشده رو مي اوردن...منم مثل بقيه بچه ها زدم زير گريه....همه بچه ها بابا هاشون وقتي پيداشون ميكردن باخنده وعزيزم گفتن بغلشون ميكردن،حالاباباي ما تاما رو پيداكرد.....
يكي زد زير گوشم...بعد گفت دختر گاو تو معلوم هست كجايي
يادمه باهمون بچگيم تو افق محو شدم...