.

...مسیحا...

@"مسیحا" · ۱۹ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۱۰ رأی)

م
مسیحا ۱۱ سال پیش
جوک

همین الان ی فصل از ۱۰ فصل ی درس ۴ واحدیمو تموم کردم ک فردا صبح امتحانشو دار�
ولی طی مطالعم ی چیز خیلی جالب کشف کرد�
ب اعضای خانواده دقت کنید
پ در
ما در
برا در
خواهر در
بله اول خواهردر بوده بعد ب مرور زمان شده خواهر
خوب دیگه خسته شدم برم بخوابم فردا سرحال برم واسه امتحان

م
مسیحا ۱۱ سال پیش
جوک

میگم ما ک انقد درس و مشق مینوشتیم ک آخرش مداد و خودکار تو دستمون رو دفتر کتابمون خوابمون میبرد
شدیم این(همون آقایی ک بودیم هستیم)
نمیدونم این گودزیلاهای محترم ک انقد چت میکنن تا رو تبلت و گوشیشون میخوابن چی میخوان بشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا خودت یا مارو فسیل کن یا اینارو منقرض کن

م
مسیحا ۱۱ سال پیش
جوک

صبح رفتم نون بگیر�
دختره با ماشینش (اسم ماشینشو بلد نبودم ولی مارکش کیا بود) اومدکنارم
گفت آقا پسر پولت افتاد زمین
منم ک دستم رو 2000 تومنیه تو جیبم بود خیالم راحت بود و فهمیدم میخواد ضایم کنه
گفت�
واسه صدقه کنار گذاشتم میتونی برداری اشکال نداره!
بنده خدا با ماشینش دنده عقب تو افق محو شد

م
مسیحا ۱۱ سال پیش
پیام

وقتی فهمیدم خیلی تنهام، که پلیس راهنمایی رانندگی بجای اعضای خانوادم تولدمو تبریک گفت.آخه وقتی میخواست جریمم کنه به گواهینامم نگاه کردو گفت:
"به به امروزم که تولدته ،اینم کادوی تولدت بجای 50 تومن 20تومن مینویسم،تولدت مبارک."
توضیحات بیشتر=ما یک خانواده یک 7 نفره هستیم.

م
مسیحا ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه انقد پولدار بشم که رفیقمو استخدام کنم واسه شمردن پولام تا غده تفش بخشکه.
وقتی باهم میریم بیرون لامصب انقد تف میکنه تو خیابون که اگه میشد تفشو تصفیه کرد راحت دریاچه ارومیه رو خودش یه تنه نجات میده.
ب "جان"ورم" اگه دروغ بگم.

م
مسیحا ۱۱ سال پیش
پیام

بابام میگه زمان ما وقتی دو تا عاشق از هم جدا میشدن ساعتشونو نگنه میداشتن تا وقتی که دوباره همدیگرو ببینن و دوباره ساعتو بکار مینداختنو با این کار میخواستن بهم بگن فقط باهم بودنشون جزء زندگیشون بحساب میاد.
ولی الان چی باید کرنومتر بگیری دستت،ببینی میتونن بیشتر از 1دیقه همدیگرو تحمل کنن.

م
مسیحا ۱۱ سال پیش
جوک

تو مترو بودم داشتم پومو بزرگ میکرد�
اتفاقا تو ایستگاه سعدی بودیم,
پسره به دختره که فک کنم قصد ازدواج داشتن(انشااله) گفت:
سعدیم میدونسته تو جیگر منی و منم جیگر توام,
دختره:وااااااااااا.
پسره:والا,مگه نمیدونی ,بنی آدم اعضای یکدیگرند
پس تو جیگر منی و منم جیگر تو.
من, پو به همراه سعدی از راننده قطار خواستیم مسیرو انقد ادامه بده تا تو افق محو بشیم.

م
مسیحا ۱۱ سال پیش
جوک

میخوایم بریم عروسی،خواهرم هی میگه آخه من چی بپوشم.
بابام ازون ور اومدو گفت: ی نگا کن به داداشت کن،یادبگیر ببین مثه بچه آدم لباسشو پوشیده،الانم عین زالو چسبیده بمن که بهش سویچ بدم.
خواهرم گفت :من نمیخوام مث این عقب مونده ها لباس بپوشم.
مادرمم از تو اتاق داد زد چکار دارین بچه زبون بستمو؟
از دیشب دچار بحران هویتی شدم،فک کنم باید برم ی سطل کیک زرد بریزم رو خودم.

م
مسیحا ۱۱ سال پیش
جوک

رفتم داروخونه, به دختره میگم لطفا این داروهارو بدین.
ینی جوری نگام کرد یه لحظه ترسیدم,گفتم نکنه دکتره آخرش فش نوشته.نسخرو دوباره نگاه کردم دیدم حواسم نبوده ,تا نبوتم بشه مشغول ور رفتن با دماغم شدم ولی مراحل سه گانه چرخش,مالش,پرتابو نتونستم کامل انجام بدم به ناچار گیگیلی رو چسبوندم به نسخه.
گفتم ببخشید فک کنم کار آقای دکتر بوده.
بنده خدا, دختررو با آمبلولانس بردن بیمارستان
فک کنم انقد خندید روده هاش پیچید بهم

م
مسیحا ۱۱ سال پیش
جوک

بنده از تمام معمارانی که با خلاقیت تمام ،سعی در ایجاد جوی شاد و مفرح در خونه ما رو داشتن صمیمانه تشکر میکنم.
مثلا ایجاد دستشویی در حال پذیرایی،درهمین راستا اشاره میکنم به مهمونی دیشبمون.
یکی از حضار که غذا با مزاجشون سازگار نبود به کرات به محل نام برده مراجعه میکردن و با هر بار مراجعه،خونه ما غرق در شور و شعف خاصی میشد.البته اون بنده خدا هم در نهایت آرامش به نواختن سنفونی تک نفره می پرداخت، و وقتی به جمع مهمونا برمیگشت خودشم به ناچار با اونا همراهی میکرد و انقد میخندید که اشک از چشماش سرازیر میشد.
و در آخر ی انتقاد از مادر خودم،
لطفا وقتی مهمون داریم باقالی پلو با گوشت نذار،بمن نمیسازه.

م
مسیحا ۱۲ سال پیش
جوک

دوبار تو عمرم استرسو شدیدا احساس کرد�
دفه اول موقع اعلام نتایج کنکور
دفه دومم همین دیشب بود
گوشیم دست بابام بود
با هر حرکتش با گوشیم ،
یه رنگین کمان تحویل میدادم،
مخصوصا رنگ زردش
قشنگ حس میکردم دارم تو مبل غرق میش�
خدا قسمت هیچی نکنه از مسافرت با اتوبوس درحالی که معدت پرکاره بدتره

م
مسیحا ۱۲ سال پیش
جوک

چند روز پیش با رفیقم رفتیم خرید،هر چی ما می پوشیدیم میگفتم چطوره؟ میگفت:خوبه
ما ده تا لباس پرو کردیم میپرسیدم چطوره ؟اونم عین ده بار میگفت :خوبه .خلاصه ی هو قاطی کردم گفتم جون مادرت ،من تورو آوردم نظر بدی ،نه اینکه همش لایک میکن.
آخه این چه اخلاقیه بعضی از رفقا دارن؟لطفا هرکی 42(دوچاره)این جور رفیقایی لایک کنه به امید اصلاح دوستان و رفقیقان لایکی