رفتم داروخونه, به دختره میگم لطفا این داروهارو بدین.
ینی جوری نگام کرد یه لحظه ترسیدم,گفتم نکنه دکتره آخرش فش نوشته.نسخرو دوباره نگاه کردم دیدم حواسم نبوده ,تا نبوتم بشه مشغول ور رفتن با دماغم شدم ولی مراحل سه گانه چرخش,مالش,پرتابو نتونستم کامل انجام بدم به ناچار گیگیلی رو چسبوندم به نسخه.
گفتم ببخشید فک کنم کار آقای دکتر بوده.
بنده خدا, دختررو با آمبلولانس بردن بیمارستان
فک کنم انقد خندید روده هاش پیچید بهم