به بعضیا باید گفت....
ببین عموجون،اون موقع که ما این کاری که الان افتخاره شماست رو گذاشتیم کنار، تو داشتی
گریه میکردی، چون پسرخالت جغجغه شو بهت نمیداد
@admiral riser · ۵۸ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۶۰ رأی)
به بعضیا باید گفت....
ببین عموجون،اون موقع که ما این کاری که الان افتخاره شماست رو گذاشتیم کنار، تو داشتی
گریه میکردی، چون پسرخالت جغجغه شو بهت نمیداد
نقش یک درخت تنومند اما پیر را بازی میکنم، نمیدانم منتظر آمدن بهارم باشم
.
.
.
.
.
یا هیزم شکن پیر...
به بعضیا باید گفت:
خدابیامرز بابام حق داشت میگفت شانس که برگردد،اسب در طویله خر گردد
وگرنه تو به پست ما نمیخوردی
سلام بچه ها
جاتون خال تعطیلات رو مشهد بودم،اتفاقا تولد یکی از دوستامون هم بود و همونجا تولد گرفت.
گذشته از کادوی بچه ها،من یه پستونک گرفتم و یه گلاب به روتون واجبی(داروی نظافت،موبر)؛هر دوتا رو خیلی شیک بسته بندی کردم.وسط دست زدن پستونک رو دادم بهش.همه فکر کردن
عطره،باز که کرد همه نقش زمین شدن از خنده.اینم اومد کم نیاره گذاشت دهنش شروع کرد خوردن.
خنده که تموم شد،دومی رو آوردم و گفتم امیر جان امیدوارم ناراحت نشده باشی،اینم کادوی اصلی من... وقتی داشت باز میکرد،جو دادم که همه دست بزنن،یهو کاغذ آخر رو که باز کرد،گفتم واجبی،واجبی،واجبی...
از حال بچه ها که بگذریم،قیافه ی خودش خیلی خیلی دیدنی بود.
همین دیشب برات کادو خرید�
تو گفتی نه عزیز دیگه برید�
خیال کردی بری بی تو میمیرم؟
اگه رفتی یکی دیگه میگیر�
والا با این اخلاقاشون...
خدا کند که مرا با خدا کنی آقا
ز قید و بند معاصی رها کنی آقا
دعای ما به در بسته میخورد ایکاش
خودت برای ظهورت دعا کنی آقا
بچه ها سلام،احتمالا الان که دارین این رو میخونین من یا توراه مشهدم،
یا رسیدم.براتون حتما دعا میکن�
یا علی
در عشق گذاری است که در هیچ گذر نیست
این پویه ی ناخواسته را نام سفر نیست
هشدار ازین ره که در آن گم شده ام من
این راه به جز آمدنی سوی خطر نیست
گفتی پدر از عشق بگو گوش کن ای جان
کین قصه ی دلسوز کم از داغ پدر نیست
تاریکی شبهاست ولی راستش این است
تا دل به همین ره نزنی نیز حضر نیست
ای تشنه در این سنگ یکی چشمه روان است
این سخت به دندان بشکن تیشه اگر نیست
فراموش نمی توان کرد تو را هیچگاه
مانند ماه که با هیچ دستمالی از روی پنجره پاک نمی شود...
سلام به همه
یه استاد آمار سختگیر داشتیم دو ترم پیش،فامیلیش با فامیلی من یکی بود،باهاش صمیمی
هم بودم.حتی تو کلاس بهم میگفت پسر عمو،خیلی هم تو نمره سختگیر بود،طوری که کل
دانشگاه بهش میگفتن اکبربنداز...
خلاصه وقت امتحان بود و منم هیچی بلد نبودم،بهش گفتم استاد انصافا سرکار بود�
نخوندم.گفت باشه،۸بگیری قبولت میکنم که دستش درد نکنه قبولم کرد..در صورتی که نهایتا ۷ میشدم با تقلب.
گذشت تا چند وقت پیش داشتم برمیگشتم خونه دیدم دم درمون تو ماشین نشسته داره چک
مینویسه.بعد سلام علیک و اینا کاشف به عمل اومد واقعا فامیلیم هیچ،یه واحد از ساختمون
روبرومون رو خریده(البته خونه ما ویلاییه).خلاصه همسایه شدیم...
ان شا ا... قسمت شما شه که استاد سخت گیرتون بیاد در خونتون بگه:نردبون دارین؟
بعد شما هم خیره به افق، کنج خونه رو نشون بدین و استاد با تشکر خودش بره برداره و با
تشکر از خونتون بره بیرون...
پرتوقعی چیست؟
.
.
.
پرتوقعی اینه که از خاموش کردن کولر توسط پدر غر بزنیم بدون اینکه به فکر اونایی باشی�
تو چله تابستون با یه پنکه دستی یا حتی بادبزن دستی سر میکنن
نیمه خالی لیوان...
یا اباعبدالله(ع)
قصه ی عشق میان من و تو دیرین است
کمرم خم شده از بس که غمت سنگین است
دم افطار به این مسئله هم پی برد�
با لب خشک چقدر نام شما شیرین است
هر که افتاد به دامان ِ تو بالا برود
دست اگر داد به دستان تو بالا برود
ارزش هرچه که فرسود بیفتد و فقط،
قیمت کهنه غلامانِ تو بالا برود
به امید امده ام خانه خرابم نکنی
همه کردند جوابم تو جوابم نکنی
بار ها آمدم و باز مرا بخشیدی
با کلام برو این بار خطابم نکنی
همه هستی من این قطره اشک است خدا
وای اگر رحم بر این چشم پرآبم نکنی
به ثوابی که ندارم چه امید ی بند�
آب چون نیست طلبکار سرابم نکنی
ابرویم همه این است شدم عبد حسین
وای اگر نوکر این خانه حسابم نکنی
۱۱۰ روز تا محرم
کوتاه ترین فاصله برای گفتن دوستت دارم یک لبخنده...
میخندی یا بخندم؟
اصلا بیا بخندیم که نشون بدیم عاشق همه ایم ما با هم...
بالم شکسته بود و هوایی نداشت�
از دست روزگار رهایی نداشت�
بیهوده نیست عاشق گنبد طلا شدن
مشهد اگر نبود که جایی نداشت�
دردم زیاد بود و طبیبی مرا ندید
دردم زیاد بود و دوایی نداشت�
گفتم مگر امام رضا چاره ای کند
ای وای اگر امام رضایی نداشت�
*السلام علیک یا امام الرئوف*
آقا/خانم مدیر سایت
سر جدت این تبلیغات های عینک رو از بالای مطالب بردار, یه کم به فکر ما پسرای جوونی که میایم تو سایت باش, ماه رمضونه ها ...
.
.
.
بابا این دو سه روزی روزه م باطل شد.
موافقا, خندونا, تو فکرا, راست میگه ها لایک کنن.
تازه منحرف و عقده ای هم خودتی
کنار صحن خیالی و رو به ایوانم
و پیش حوض حیاطی که نیست حیرانم
گرفته زمزمه فواره "یا حسین" اما
صدای فاطمه آید "بگو حسن جانم"
این ماه مبارک رو به همه تبریک میگم.
ان شا الله سی روز, سخت و طاقت فرسا روزه بگیریم که اجرمون بیشتر شه اون دنیا بیشتر بهمون برسن.
هعععععیییییی خدا,حالا باید حتما سی روز آب و غذا نمی خوردیم؟؟؟
نمی شد سی روز مثلا حموم نمی رفتیم؟
یا مثلا مو و ریش کوتاه نمی کردیم؟؟؟
آقا من اصلا راضی بودم سی روز نفس نکشم,حتما باید ما رو با ترک آب و غذا پاک کنی؟
خو نفس نمی کشیدیم,نمی مردیم که...
از آثار فشار وارده ناشی از نرسیدن خون به مغز