بر بن درختی همی تکیه کرده بودم
ودر اعماق خیال سفر میکردمی که شیخ و مولای خودرا بدیدم در حال گریز.
بلند شده و راه بر او بستم گفتم: یا شیخ به کجا چنین شتابان
همی فرمودند: بدو اون ور بابا دسشوییم ریخت
@SHELZAVIN · ۵ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)
بر بن درختی همی تکیه کرده بودم
ودر اعماق خیال سفر میکردمی که شیخ و مولای خودرا بدیدم در حال گریز.
بلند شده و راه بر او بستم گفتم: یا شیخ به کجا چنین شتابان
همی فرمودند: بدو اون ور بابا دسشوییم ریخت
یه پسر عمو دارم 6 سالشه رفته بودیم خونشون
دیدم بلندشد رفت مودمشونو روشن کرد ایپدشم اورد نشست کانکت شد اینترنت انتی ویروسشو از ورژن 4.2.21 به ورژن 4.2.22 ارتقاء داد
بعد رفت پی کارش
خدا شاهده من تو سن شیش سالگی گوشت کوب ورمیداشتم میکروفون بازی میکردم ...
اقا ما یه دهه هشتادی داریم خیلی گودزیلاس
یه سری دیدم داره تفکر میکنه دستشو کرد تو دماغش یه چیزای سبزی در اورد بعد یه ذره نگاش کرد بعد دوباره گذاشتتش تو اون یکی سوراخ دماغش !!!!!!!!!!!!!!!
ینی از این سوراخ به اون سوراخش کرد
اصلا من موندم اینا چه مرگشونه
میگن هیچ عشقی عشق اول نمیشه
زر زدن !!!
من تاحالا بیست بار رو عشق اولم عاشق شدم یکی از یکی اتشین تر
هر سری ام که دوش اب سرد میگیرم عشقم بر طرف میشه میره پی کارش شکر خدا !!!!
اقا از همین تریبون اعلام میدارم
که همین پنجشنبه قراره احسان علی خانی بیاد
خواستگاری ابجیم
واسه همینم ماه عسل پنجشنبه تعطیله
دیگه لطفا دورش خط بکشین
سال بعدم حلقه دستشه شک نکنین