من از دریا یاد گرفتم
غرقش کنم هر که را که از حدش گذشت
الکی مثلا منم ابهت دارم ...خخخ
@Pardis.pmp4 · ۱۲ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۲ رأی)
من از دریا یاد گرفتم
غرقش کنم هر که را که از حدش گذشت
الکی مثلا منم ابهت دارم ...خخخ
امروز ب دوستم میگم چرا زن نمیگیری؟
میگه دوس دخترامو چیکار کنم دلشون میشکنه!!!
اصلا اشک تو چشام جمع شد
یار من طفل است و دلداری نمیداند هنوز
اشک عاشق را ب جای شیر مادر میخورد
دقت کردید تو این رمانا پسره میخواد ب دختره نزدیک بشه ی دستی میزنه؟
مثلا اگه تو ماشین باشن پسره میره سمت دختره و دختره عقب عقب میره و کلی فکر بد میکنه بعد پسره میگه
_ چته ؟میخوام کمربندتو ببندم
واقعا تو شرایط دیگش هم همینطوره بابا نویسنده ها اینکارارو نکنین گناه داری�
برادر است دیگر گاهی دلش میخواهد بگوبد
ترو ب نون خوشکی شوهر میدیم راحت شیم ی نون خور کم بهتر
و باز همان برادر است دیگر
گاهی مثل کوه بالاسرت وایستاده کسی جرعت نداره در حضورش بهت بگه بالا چشت ابروئه
همین زمستون پارسال بود از مدرسه در اومدیم برف هم کم کم میومد
با بکس تصمیم گرفتیم یکم مردم ازاری کنیم
چهارتا بودیم رفتیم تو ی کوچه دنبال خونه ای بودیم ک زنگش ازونا باشه ک تو حیاط صدا میده بعد میان درو وا میکنن
چشتون روز بد نبینه اقا زنگو زدیم سه نفر فرار کردیم حدود ده ثانیه بعد در باز شد ی پیر مرد درو وا کرد از اون ور هم دوستم ماتش برده بود سرجاش واستاده بود ما هم از پشت دیوار نگاه میکردیم
پیرمرده :بفرمایید؟
دوستم:اقا بخدا من نبودم
پیرمرد: پس کی در زد
دوستم:پشت دیوار قایم شدن
پیرمرده حدوده ده قدم اومد دید کسی نیس ما فرار کردیم دوستم هم از اون ور فرار کرد.
حالا بماند ک چقدر خندیدیم و اخرش توبه کردیم ک دفعه بعد زنگ ساختمونارو بزنیم با تغییر صدا بگیم شما پیتزا سفارش دادید؟
با عرض سلام
من بچه بودم مدرسه هم نمیرفتم نزدیک خونمون ی مدرسه ابتدایی بود
ک هر روز ب دانش اموزا ی پاکت شیر میدادن بعضیا ک این شیرارو نصفه میخوردن مینداختن تو سطل اشغالی تو ساعتای کلاس ما میرفتیم تو حیاط مدرسه با ی کاسه
هیچی دیگ این شیرارو بر میداشتیم میریختیم تو کاسه میبردیم میدادیم ب همسایه بیچاره مون بعد میگفتی�
_خالهههه مامانم شیر فرستاده براتون
بیچاره چقد خوشحال میشد
کفاصد هم خودتونید منم واسه خودم گودزیلایی بودم
اینجا عاشق ک میشی بند دلت رو پاره میکنن
چه برسه که اعتراف هم بکنی
گاهی باید دور خودت حصار تنهایی بکشی ن ب خاطر این که ببینی کی به یادته و دلش برات تنگ میشه
ن فقط فقط ب خاطر این که خیلی ها لیاقت باتو بودن رو ندارن
همه ی تنها کسان پرچم بالاست
چشتون روز بد نبینه با خواهر زادم همسن منه (چیه خو؟)رفتیم تو ی کلوپی ک تو فلش اهنگ بریزیم.بعد ما هم ک کلی خرتو پرت خریدیم مرتیکه هم گفت هر گیگ دوتومن.حالا فلش۱۶ گیگ .پول بیشتر از پنج تومن نداشتیم.حالا شب هم شده بود.خلاصه کنم مرده گفت هرچقد دارید بدید بقیش هم بعدا بیارید.خواهرزاده ما هم ن گذاشت ن برداشت همون پنج تومنو گذاشت رو میز.من با اشاره
_دیوونه دوتمنشو بردار هنوز ندیده
خواهر زادم با صدای بلند
_ن بذار بدم
دوتومن از پولا کشیدم کنار مرده دید
_ببخشید کلی خرید کردیم پول نمونده دستمون
مرده با تعجب نگاه کرد ب دستای خالیمون.من:
_بده دوتا دختر تنها دستشون خالی باشه تو راه برگشت.تازه داره شب میشه
مرده ک هنوز با تعجب نگاه میکرد برداشتم مث خنگا گفتم
_خریدامون هم دست مامانم ایناست پایین موندن دیگ نیومدن تو پاساژ.خودم دیدم قشنگ قهوه ای کردم فلشو گرفتیمو هرچی پول خرد هم تو جیبمون بود ریختیم جلوش د فرار.اخرش هم بابام اومد دنبالمون
...یکی نیس ب من بگه اگ تو حرف نزنی نمیگن لالی ها.
دوتا دختر تنها:)
مامانم اینا:(
قابل ذکر است ک خریدا با مامان اینا رفته بود خونه ما هم واس فلش رفتی�
به بعضی ها هم باید گفت اگ نمیتونی ادم خوبی باشی...
حداقل جونور بی ازاری باش
یادم میاد بچه بودم ی سری مهمون اومد برامون منم از از دختر بچه ی اینا ک هم سن و سالم بود بدم میومد اخه همش منو مسخره میکرد
ی نقشه ی شیطاطی کشیدم توپ
تو حیاتمون ی چاه بود ک گل ب روتون تمام فضولات میرفت توش
کفشای این دختره رو برداشتم کفشاشهم خوشدل بود بردم از تو سوراخ بغل چاه یکم بزرگ بود انداختم تو
چه گریه هایی که اون کرد و چه کتکایی که من خوردم و دم نزد�
اخه زیاد کاک میخوردم عادت داشتم خخخخ
دومین پستمه :دی
تو تاکسی نشسته بودیم اقا.از شانس بد من بخت برگشته
هوا گرم منم حساس سریع تهوع میگیرم هیچی دسته ای ک شیشه رو میده پایین هم نبود
صوتی دادم بد من
_اقا لطفا پنجره رو باز کنید
خودمم نفهمیدم چی میگم حالا هی تکرار میکنم راننده ک توجه نکرد منم
خودم فهمیدم چ گندی زدم لال شدم
شیشه -_&
پنجره ~_-
من در فرابنفش !٫//~/@