چشتون روز بد نبینه با خواهر زادم همسن منه (چیه خو؟)رفتیم تو ی کلوپی ک تو فلش اهنگ بریزیم.بعد ما هم ک کلی خرتو پرت خریدیم مرتیکه هم گفت هر گیگ دوتومن.حالا فلش۱۶ گیگ .پول بیشتر از پنج تومن نداشتیم.حالا شب هم شده بود.خلاصه کنم مرده گفت هرچقد دارید بدید بقیش هم بعدا بیارید.خواهرزاده ما هم ن گذاشت ن برداشت همون پنج تومنو گذاشت رو میز.من با اشاره
_دیوونه دوتمنشو بردار هنوز ندیده
خواهر زادم با صدای بلند
_ن بذار بدم
دوتومن از پولا کشیدم کنار مرده دید
_ببخشید کلی خرید کردیم پول نمونده دستمون
مرده با تعجب نگاه کرد ب دستای خالیمون.من:
_بده دوتا دختر تنها دستشون خالی باشه تو راه برگشت.تازه داره شب میشه
مرده ک هنوز با تعجب نگاه میکرد برداشتم مث خنگا گفتم
_خریدامون هم دست مامانم ایناست پایین موندن دیگ نیومدن تو پاساژ.خودم دیدم قشنگ قهوه ای کردم فلشو گرفتیمو هرچی پول خرد هم تو جیبمون بود ریختیم جلوش د فرار.اخرش هم بابام اومد دنبالمون
...یکی نیس ب من بگه اگ تو حرف نزنی نمیگن لالی ها.
دوتا دختر تنها:)
مامانم اینا:(
قابل ذکر است ک خریدا با مامان اینا رفته بود خونه ما هم واس فلش رفتی�