این زن کیست
که در من نفس می کِشد...؟!
من سالها پیش، مُرده ام!
همان روزهایی که روزنامه ها
خبرِ سقوط زنی
از بلندترین نقطه ی عشق را
تیتر کردند ؛
وَ تو با همان روزنامه ها
شیشه های خانه ی "عشقت" را
برای بهار
برق می انداختی...!
@eli713 · ۳۶ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۹ رأی)
این زن کیست
که در من نفس می کِشد...؟!
من سالها پیش، مُرده ام!
همان روزهایی که روزنامه ها
خبرِ سقوط زنی
از بلندترین نقطه ی عشق را
تیتر کردند ؛
وَ تو با همان روزنامه ها
شیشه های خانه ی "عشقت" را
برای بهار
برق می انداختی...!
مهــــــــــربانے
مهمترین اصـــــل انسانیت اســـــت
اگـــــر کســـــے از مـــــن کمکے بخواهـــــد
یعنـــــے مـــــن هنــــــــــوز روے زمےن ارزش دار�
خـوش بــہ حــالــہ اونــایـے ڪـہ
اونقـــدر تــو [دنیـــاے واقعـــے] ســرشــون شلـوغــہ
ڪـہ وقت نـــدارن بیــان
تــو دنیـــاے مجـــازے
وقتی یکی بهت میگه یه آهنگی رو گوش کن،،،،،،،،
یعنی یه حرفی تو اون آهنگ هست ،،،،،،،،،،،،،
که خودش نمیتونه بهت بگه،،،،،،،،،،،
هر وقت بين دوتا انتخاب مردد بودي ، شير يا خط بنداز
مهم نيست شير بيفته يا خط ...
مهم اينه که اون لحظه اي که سکه داره رو هوا مي چرخه ،
يه دفعه بفهمي ، دلت بيشتر ميخواد شير بيفته ، يا خط...!
مادرم ميگفت:
به ديوار تكيه كن،
ولى به مردها ، نه ...!
كه ديوار اگر پشتت را خالى كرد،
سنگ است و گچ، نهايت سرت ميشكند..!
ولى اگر مردى رهايت كرد،
دلت ميشكند،
روح و تمام زندگيت ميشكند،
و زنى كه بشكند،
سنگ ميشود،
سرد و سخت،
كه نه ميخندد، و نه ميگريد..!
و اين يعنى فاجعه...!
فاجعه زنيست كه از دلداده گى خسته شود
د خو لامصب من عاشقت شدم بفهم انقد عذابم نده....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جمله بالا رو حفظ کن فردا اومدم بهم با اشک واینا بگو......باش؟؟؟؟؟؟؟
زنان قدرت تشخیص بالایی در چهره شناسی دارند، کوچکترین حالت بدن را خوب می بینند و توصیف میکنند،به راحتی احساسات و هیجانات را از چهره ی طرف مقابل درک میکنند._خدادادیه
زیاد شنیدید:"تو به زبون میگی دوستت دارم اما تو چهرت یه چیز دیگه ست"
تمام جذابیت یک دختر شخصیــت و افکارشه...
بقیش با یه دستمال مرطوب پاک میشه...
اگه به تو نمیرسم این دیگه قسمت منه
نخواستم اینجوری بشه این از بخت بد منه
قدره یه دنیا غم دارم اگه نبينمت یه روز
چطور دلت اومد بری!عاشق چشماتم هنوز...
کسی هیچ میداند که هرشب چندنفر در بسترهای جدا، یکدیگر را در آغوش گرفته به خواب میروند؟
درزندگی روزهایی میشودکه دوست داری بزنی به بیابان. بیابان پیدا نمیکنی،میزنی به خیابان. دوست داری بهانه گیرشوی. طرزنگاهت،لحن حرفهایت، نوع رفتارت سرد میشود. ن اینکه واقعا اینطور باشد...ن! همه اش بهانه است! میخواهی بفهمی کسی حواسش به این همه سردی هست؟ وامان از آن زمانی که بفهمی نمیفهمند...
پسری که خاطرخواه میشه،ناخودآگاه سربه زیر میشه. دلش نمیاد کس دیگه ای رو نگاه کنه، دلش نمیاد حرف عشقشو پیش هرکس وناکس بزنه. بگی نگی ساکت تر ازقبل میشه...ولی خوب که دقت کنی چشاش برق میزنه،وقتی یکی اسم عشقشو به زبون میاره.
یه وقتایی هست خیلی دلت میخواد بایکی درد ودل کنی. به مخطبای تو گوشیت نگاه میکنی و یهو به خودت میگی: ولش کن...
یک بخش اززندگی هرزنی گاهی وقتا که بیخوابی میزنه به سرش...
یاتو آشپزخانه میگذرد درحال کارکردن ومرتب کردن وصتن ظرفها. یاپشت میز نشسته خیره شده به سیان بیرون. یافکر کردن وفکرکردن وفکرکردن...
بخشی از زندگی زنها،نیمو شبها،خیلی آرام توی سکوت میگذرد.
از آدمای مغرور بدت نیاد...
اونا هم یک زمانی خیلی خورد شدن!
مرتضی عزیز.
ممنون که بودی، خوندی،و واسه اکثر ما مرهم شدی.
هرچند زود رفتی ولی با شکوه رفتی،با صلابت، مردانه.
فراموشت نمیکنیم و دیر یا زود هممون میایم پیشت. یا حق
گاهی آرزو میکنم کاش پسر بودم،مثل حالا....
اگه پسر بودم الان سوییشرت کلاه دارمو میپوشیدم،کلاهشو میذاشتم سرم، هدست و میذاشتم تو گوشم و آهنگ و تا ته بلند میکردم. اونوقت تا ته تنهاییامو قدم میزدم، تا ته این دلتنگی رو....
تو خلوت ترین ساعت شب، بدون هیچ دلهره ای،از توی اتوبان های سرد این شهر،توی سکوت مطلق روی نیمکت یک پارک،شاید اون وسط یکی دوتا نخ هم دود میکردم.
گاهی پسر بودن خیلی خوبه چون دیگه گریه نمیکنی!!!!
میشه تنهایی خندید
میشه تنهایی سفر کرد
میشه تنهایی تلویزیون دید
میشه تنهایی قدم زد
ولی خیلی سخته تنهایی،تنهایی رو تحمل کرد.
سلامتی دختر پسرایی که هنوز حیا سرشون میشه
اونایی که به خودشون اجازه نمیدن دستشون به عشقشون بخوره و معتقدن اگه مال هم نشن در عوض شرمنده خدا هم نمیشن...
سلامتی اونا که حروم و حلال نمیکنن
سلامتی با وجداناش.