گاهی آرزو میکنم کاش پسر بودم،مثل حالا....
اگه پسر بودم الان سوییشرت کلاه دارمو میپوشیدم،کلاهشو میذاشتم سرم، هدست و میذاشتم تو گوشم و آهنگ و تا ته بلند میکردم. اونوقت تا ته تنهاییامو قدم میزدم، تا ته این دلتنگی رو....
تو خلوت ترین ساعت شب، بدون هیچ دلهره ای،از توی اتوبان های سرد این شهر،توی سکوت مطلق روی نیمکت یک پارک،شاید اون وسط یکی دوتا نخ هم دود میکردم.
گاهی پسر بودن خیلی خوبه چون دیگه گریه نمیکنی!!!!