ب

بهاره

@آلیس درسرزمین عجایب · ۱۰ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۷ رأی)

ج
جوک

آقاما ی گودزیلاداریم.ششم دبستان.اومده پیش من ریاضی یاد بگیره.ی مسئله حل کرده جوابش اشتباه بود.بهش میگم جوابش ک این نمیشه.میگه میخاستم ببینم توچقدر باهوشی.بعدش میگه نمیخواد حرص بخوری برات خوب نیستا
من:()
ریاضی:*&^%$#@
هوشم:error
وگودزیلامون*_______*

ج
پیام

یادش بخیر
دبستانی که بودیم.ازمدرسه که برمیگشتیم سریع درسهایمان را میخاندیم تاشب همراه مادرمان به هیئت بریم.همیشه دوست داشتیم توهیئت ی کاری هم به مابگن وهر وقت نذری میدادند دوست داشتیم بیشتر از بقیه برداری�
راهنمایی که شدیم.درسهایمان رامیخاندیم.یکی در میان به هیئت میرفتیم آن هم به عشق دوستان
دبیرستانی ک شدیم درس که نمیخاندیم هیچ.هیئت را هم به عشق پسرای محله میرفتی�
الان سه سال از دبیرستان هم میگذرد ومن در حسرت عشق بچگیم هستم