ج
پیام

یادش بخیر
دبستانی که بودیم.ازمدرسه که برمیگشتیم سریع درسهایمان را میخاندیم تاشب همراه مادرمان به هیئت بریم.همیشه دوست داشتیم توهیئت ی کاری هم به مابگن وهر وقت نذری میدادند دوست داشتیم بیشتر از بقیه برداری�
راهنمایی که شدیم.درسهایمان رامیخاندیم.یکی در میان به هیئت میرفتیم آن هم به عشق دوستان
دبیرستانی ک شدیم درس که نمیخاندیم هیچ.هیئت را هم به عشق پسرای محله میرفتی�
الان سه سال از دبیرستان هم میگذرد ومن در حسرت عشق بچگیم هستم

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.