ص

صادق

@F C B · ۱۹ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴ رأی)

F
F C B ۱۲ سال پیش
پیام

یکی من یکی تو بزن بری�
بزن به سلامتی دروغایی که گفتی
میزنم به سلامتی خودم که به روی خودم نیوردم وتو منو ساده فرض کردی
بزن به سلامتی خیانتایی که بهم کردی
میزنم به سلامتی دلخوشی هایی که به خودم میدادم ومیگفتم هر ادمی میتونه اشتباه کنه
بزن به سلامتی همه قول هایی که زدی زیرش
میزنم به سلامتی این که زود باوربودم ونمیفهمید�
که حرفات فقط حرف بود
بزن به سلامتی اون حرفا که با زدنشون به من دوست داشتنم رو نسبت به خودت خیلی کمرنگ کردی
میزنم به سلامتی ساده بودنم که بازم بخشیدمت...!!
بزن به سلامتی بی معرفتیات ونامردیات
بزن به سلامتی روزی که دیگه تنهاشدی
بزن به سلامتی خاطره هامون که یکی یکی تو ذهنت مرور میشن
میزنم به سلامتی رور اول اشناییمون که باحرفات فکر کرد�
همدردی اما فهمیدم که نه تو هم دردی

F
F C B ۱۲ سال پیش
پیام

به سلامتی اون زندونی که امشب شب اول حبسشه......
به سلامتی اون سربازی که امشب شب اول خدمتشه.....
به سلامتی اون اعدامی که امشب شب آخرشه و حالش دیدنیه..
به سلامتی اونی که تو صف اهدای عضوه و نفسای آخرشه...
به سلامتی مادری که جلو در اطاق بچشه ولی شب اول مرگشه...
به سلامتی اونی که عشقش با یکی دیگه رفته ولی هنوز منتظر برگشتنشه....
به سلامتی اونی که خنجر از پشت میخوره ولی میگه سرش سلامت خنجر تو دست رفیقمه....
سلامتی همه اونایی که امشب احساس غم دارن..
سلامتی همه اونایی که امشب چشم به راه دارن..
سلامتی همه ی بچه های گل 4جک3>

F
F C B ۱۲ سال پیش
جوک

ﺁﻗﺎ ﻣﺎ ﺑﻌﺪ شونصد ﺩﻫﻪ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ،
ﺗﺎﺯﻩ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﯿﻢ ﺳﻨﺪﯼ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ . . .
ﻣﯿﻔﺮﻣﺎﻥ : ﺍﻣﺸﻮ ﺷﻮ ﺷﻪ ﻟﯿﭙﮏ ﺭﯼ ﻫﯿﺮﻭﻧﻪ . . .
ﻟﯿﭙﮏ : ﻗﻄﺐ ﻧﻤﺎ
ﺭﯼ : ﺭﻭ
ﻫﻴﺮﻭﻧﻪ : ﻫﻴﺮﻭﻥ ﺑﻪ ﮔﻮﻳﺶ ﺑﻮﺷﻬﺮﯼ، میشه ﺷﻤﺎﻝ
ﻳﻌﻨﻲ : ﺍﻣﺸﺐ ﺷﺒﺸﻪ ﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻴﺮﻡ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺷﻤﺎﻝ !
ﺣﺎﻻ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﻤﺖ ﺷﻤﺎﻝ ؟!
ﺷﺎﻋﺮ ﺗﻮﻱ ﻣﺼﺮﻉ ﺑﻌﺪی ﺩﻟﯿﻠﺶ و ﻣﻴﮕﻪ : ﻳﺎﺭﻡ برﺍﺯﺟﻮﻧﻪ !
ﻭ ﺩﻟﯿﻠﺶ ﺍﯾﻨﻪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﺯﺟﺎﻥ ﺷﻤﺎﻝ ﺑﻮﺷﻬﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻩ !
ﺧﺪﺍﯾﯿﺶ چند نفر ﻓکر ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﻣﯿﮕﻪ: ” ﻟﯿﭙﮏ ﻟﯽ ﻟﯽ ﻟﻮﻧﻪ ” ؟
چه فلسفه‌ای داشته این سندی، اشک تو چشام جمع شد . . .
به این میگن؛ یه کار تحقیقاتی قوی !!!:)))

F
F C B ۱۲ سال پیش
پیام

ﻭﻗـﺘـﯽ ﺑـﻤﯿـﺮیم ﻫﯿـﭻ ﺍﺗـﻔـﺎﻗـﯽ ﻧـﺨـﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓـﺘـﺎﺩ ...
ﻧـﻪ ﺟـﺎﯾـﯽ ﺑـﻪﺧـﺎﻃـﺮمان ﺗـﻌـﻄﯿـﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ ! ﻧـﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒـﺎﺭ ﺣـﺮﻓـﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ !
ﻧـﻪ ﺧﯿـﺎﺑـﺎﻧـﯽ ﺑـﺴﺘـﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ !
ﻧـﻪ ﺩﺭ ﺗـﻘـﻮﯾـﻢ ﺧـﻄﯽ ﺑـﻪ ﺍﺳـم ما ﻧـﻮﺷـﺘـﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ !
ﺗـﻨـﻬـﺎ ﻣـﻮﻫـﺎﯼ ﻣـﺎﺩﺭ ﮐـﻤﯽ ﺳﭙـﯿـﺪﺗـﺮ ﻣﯿـﺸﻮﺩ !
ﭘـﺪﺭ ﮐـﻤﯽ ﺷﮑـﺴﺘـﻪ ﺗـﺮ ... ﺍﻗـﻮﺍﻣـﻤـﺎﻥ ﭼـﻨـﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳـﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐـﺎﺭ !
ﺩﻭﺳﺘـﺎن ﺑـﻌﺪ ﺧـﺎﮐﺴﭙـﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗـﻊ ﺧـﻮﺭﺩﻥ ﮐـﺒـﺎﺏ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨـﺪﻫﺎﯾـﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ !!!
ﻣا ﻓـﻘـﻂ ﺗـﻨﻬـﺎ ﮔـﻮﺭﮐـﻨﯽ ﺭﺍﺧـﺴﺘـﻪ ﻣﯽﮐـنیم ﻭ ﻣـﺪﺍﺣـﯽ ﮐـﻪ ﺍﻟﮑـﯽ ﺍﺯ
ﺧـﻮﺑـﯽ ﻫـﺎﯾـمان ﻣﯿﮕـﻭﯾـﺪ!!! ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗـﻤﺴـﺎﺡ ﻣﯿـﺮﯾـﺰِِِِﺩ !
ﭼـﻪ ﺑـﯿـﻬـﻮﺩﻩ ﺯﯾـستیم ....

F
F C B ۱۲ سال پیش
جوک

ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﺷﺐ ﻋﺮﻭﺳﻴﻪ ﻋﺸﻘﺶ
ﺳﮓ ﻣﺴﺖ ﻛﺮﺩ،ﺭﻓﺖ ﺩﻡ ﺗﺎﻻﺭ
ﻋﺮﻭﺳﻲ ﻭﻟﻲ ﺗﻮ ﻧﺮﻓﺖ ﻛﻪ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ
ﺑﺰﻧﻪ ... ﺻﺒﺮ ﻛﺮﺩ ﻭﻗﺘﻲ ﻋﺮﻭﺱ
ﺍﻭﻣﺪ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺎ ﺧﺸﻢ ﺭﻓﺖ ﺟﻠﻮ،، ﺗﻮﺭﻩ ﺻﻮﺭﺕ
ﻋﺮﻭﺱ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ .
.
.
.
.
.
.
.
.
. :)) ﺩﻳﺪ ﺍﺻﻦ ﺍﻭﻥ ﻧﻴﺴﺖ . ﺍﺳﮑﻞ ﺗﺎﻻﺭﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ رفته بود

F
F C B ۱۲ سال پیش
پیام

بچه های مدرسه رو برده بودن اردو و او که مجبور بود با کفشای
کتونی کهنش بره مورد تمسخر دوستاش قرار گرفت ،
یه لحظه به وضع بد مالی باباش فکر کرد و بدون اینکه خودشو بشکنه
گفت :
کفشام داغونه ولی توش خیلی راحتم . . . .
روز پدر بر مردان کوچک هم مبارک.

F
F C B ۱۲ سال پیش
پیام

ایـن روزها کـسی بـه خـودش زحـمـت نـمـیدهـد یـک نـفـر را کـشـف کـنـد..
زیـبـایـی هـایـش را بـیـرون بــِکـشـد..
تـلـخـی هـایـش را صـبر کـنـد..
آدم هـای امــروز..
عـشـق هـایِ کـنـسـروی مـی خـواهـنـد..
یـک کـنـسـرو کـه فـقـط دَرش را بـاز کـنـنـد..
بـعـد یـک نـفـر شـیـریـن و مـهـربـان و زیـبـا ازداخـلِ کـنـسـرو بـپـرد بـیـرون......
وهـی لـبـخـنـد بـزنـد و بـگـویـد:
حـق بــا تــوســـت !!!

F
F C B ۱۲ سال پیش
جوک

با مامانم رفته بودیم بانک.ماشینمون رو فروخته بودیم و میخواستیم چکش رو نقد کنیم.چون مبلغش بالا بود کارمنده گفت باید اول رئیس تائید کنه.من چکو بداشتم رفتم سمت میز رئیس.سلام کردم و گفتم گفتن باید شما تائیدش کنید و چک رو گذاشتم جلوش.اونم خیلی گرم برخورد کرد و بعد گفت:
میشه لطفا شماره رسید فلانو بگی؟
من اول نفهمیدم منظورش کدوم شمارس.یه نگاه به کاغذای تو دستم کردم یه نگاه به رئیس
رئیس خودش دو رقم اولو گفت.یه نگاه دیگه به کاغذ تو دستم کردم شماره مورد نظر رو پیدا کردم!دورقم اول رو خودم هم تکرار کردم!بعد دیدم رئیس قبل از من دورقم دومو هم گفت!گفتم لابد داره با من چک میکنه ببینه درسته یا نه
خلاصه منم تکرار کردم.عدده طولانی بود و هی رئیس میگفت هی من میگفتم.وسطاش دیدم رئیسه داره از خنده قرمز میشه و به زور داره خودشو کنترل میکنه که نخنده.یه دفعه دوتا عدد گفت که من هرچی گشتم تو عددام پیداش نکردم!گیج شده بودم گفتم نههههه!!!!!!و دورقم صحیح رو گفتم!باز دیدم دو رقم دیگه گفت که من نداشتم!این ماجرا یکی دوبار دیگه هم تکرار شد.من کلا گیج شده بودم و دیگه هیچی نمیگفتم!
یه دفعه دیدم رئیسه گفت خب دیگه کارنداری؟خدافظ
تازه دوزاریم افتاد که دوساعت داشته با هندزفری با تلفن حرف میزده خدااااااااااااااااااا
حالا یکی بیاد منو این رئیسو جمع کنه.هیچکدوم نمیتونستیم خندمونو کنترل کنیم.بیچاره چقدم ازم عذرخواهی کرد:|

F
F C B ۱۲ سال پیش
جوک

عاقا یه بار ما برای یکی از فامیلامون تولد گرفتی�
اومد خونه همه برقا خاموش بودو اینا یه دفه گفت عاخه اسکلا اگه کسی خونه نیست
پس این همه کفش دم در مال کیه؟؟؟؟؟؟؟؟یهو دیدم همه دارن نگای من میکنن عاخه بهم سفارش کرده بودن که کفشا رو قایم کنم منم یادم رفته بود:|