F
F C B ۱۲ سال پیش
جوک

با مامانم رفته بودیم بانک.ماشینمون رو فروخته بودیم و میخواستیم چکش رو نقد کنیم.چون مبلغش بالا بود کارمنده گفت باید اول رئیس تائید کنه.من چکو بداشتم رفتم سمت میز رئیس.سلام کردم و گفتم گفتن باید شما تائیدش کنید و چک رو گذاشتم جلوش.اونم خیلی گرم برخورد کرد و بعد گفت:
میشه لطفا شماره رسید فلانو بگی؟
من اول نفهمیدم منظورش کدوم شمارس.یه نگاه به کاغذای تو دستم کردم یه نگاه به رئیس
رئیس خودش دو رقم اولو گفت.یه نگاه دیگه به کاغذ تو دستم کردم شماره مورد نظر رو پیدا کردم!دورقم اول رو خودم هم تکرار کردم!بعد دیدم رئیس قبل از من دورقم دومو هم گفت!گفتم لابد داره با من چک میکنه ببینه درسته یا نه
خلاصه منم تکرار کردم.عدده طولانی بود و هی رئیس میگفت هی من میگفتم.وسطاش دیدم رئیسه داره از خنده قرمز میشه و به زور داره خودشو کنترل میکنه که نخنده.یه دفعه دوتا عدد گفت که من هرچی گشتم تو عددام پیداش نکردم!گیج شده بودم گفتم نههههه!!!!!!و دورقم صحیح رو گفتم!باز دیدم دو رقم دیگه گفت که من نداشتم!این ماجرا یکی دوبار دیگه هم تکرار شد.من کلا گیج شده بودم و دیگه هیچی نمیگفتم!
یه دفعه دیدم رئیسه گفت خب دیگه کارنداری؟خدافظ
تازه دوزاریم افتاد که دوساعت داشته با هندزفری با تلفن حرف میزده خدااااااااااااااااااا
حالا یکی بیاد منو این رئیسو جمع کنه.هیچکدوم نمیتونستیم خندمونو کنترل کنیم.بیچاره چقدم ازم عذرخواهی کرد:|

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.