م

مهری 72

@mehri1372 · ۲۱ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

*
*مهری 72* ۱۲ سال پیش
جوک

عصر با آجیم رفته بودیم بیرون. رفتیم بانک (بانک ملی عصرا دو ساعت باز میکنه)
آجیم به کارمند بانک گفت: سکه دویستی یا پونصدی دارین؟
کارمند گفت: نه! سکه کاغذی داریم!!! (سوتی در این حد؟!!!)
آجی گفت: سکه می خوام نه اسکناس!! سکه نمیارین؟
کارمند گفت: نچ!
از بانک که رفتیم بیرون زمینو گاز می زدیم از خنده! سکه کاغذی!!! واقعاً اینا چطور تو بانک استخدام شدن؟!!!! خدااااااااااااا!!!

م
مهری ۱۲ سال پیش
جوک

میخوام یه خاطره از سوم دبستان تعریف کنم که از خنده می پکین.
یه روز من و مهدیه تصمیم گرفتیم زیپ کاپشنامونا به هم وصل کنیم.(البته پیشنهاد من بود. چون من یه فکرایی به سرم میزد که اگه بدونین شاخ درمیارین) من سمت چپ زیپمو گرفتم اونم سمت راست زیپشو، به هم وصل کردیم و کشیدیم بالا.....
یهو معلم منو واسه درس صدا زد. هرکاری می کردیم مگه زیپه باز میشد؟!!! گیر کرده بود اساسی. منم هول شدم و پاشدم رفتم پای تخته و مهدیه رو با خودم کشوندم بردم. نمی دونین اون لحظه چه قیافه هایی داشتیم. کل کلاس از خنده رفت رو هوا.... معلممونم می خندید بعدش دعوامون کرد گفت: خدا مرگتون نده!!!

م
مهری ۱۲ سال پیش
جوک

من نمیدونم چرا بعضیا نمی دونن دایورت یا انتقال چیه؟
تو کلاس نشسته بودم. یه نفر داشت واسه دوستش تعریف می کرد میگفت: داداشم زنگ میزنه به بابام گوشی من زنگ میخوره بعد تو گوشیش مینویسه منتقل شد. از بس گوشیامون کنار همه با هم قاطی شدن.
منو بگو خنده م گرفته بود. خدایا این شادی ها رو از ما نگیر :)