پ

پاييز

@نازگل18 · ۲۶ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۴ رأی)

پ
پاييز ۱۱ سال پیش
پیام

راستش وقتي كامران از روز خواستگاريش از الهام گفت منم گفتم روزي كه مخاطبم ازم خواستگاري كردو براتون بگم
از اونجايي كه ما فاميل بوديم هميشه بهم ميگفتيم داداش وابجي اما پيش خودمون بمونه من هيچوقت اونو مث داداشم دوس نداشتم ازهمون اول عاشقش بودم اومد جلومو اسممو صدام كرد منم گفت بله داداش انگار عصباني شد گفت ميشه ديگه بهم نگين داداش منم گفتم چرا؟من من كردوگفت ميخوام يه چيزي رو رك بهتون بگم منم گفتم بگين گفت من نميتونم به چشم خواهري نگاتون كنم؟ ميشه ديگه خواهرم نباشين منم گفتم چرا ؟ اونم گفت چون ميخام نزديك تر از خواهرم بهم باشين
دروغ چرا از خوشحالي داشتم پر درمياوردم اما به روم نياوردم اخم كردمو رفتم شب بعد تو حياطمون باز جلومو گرفت گفت جواب؟راستش اشكام ريختن گفت جوابم گرفتم اون شب بهترين شب زندگيم بود

پ
پاييز ۱۱ سال پیش
پیام

من =عزيزم ازخانواده ي من بدت مياد؟
اون=نه خانومم چرابدم بياد
من=اخه اينقدراذيتت ميكنن
اون =نه اذيتم نميكنن سخت ميگيرن خب حق دارن نبايدم توروبه هركسي بدن نبينم توهم بهشون اخم كني ياجوابشونوبدي اونا بزرگترن
واي كه توچه قدرخوبيوكسي متوجه نميشه

پ
پاييز ۱۱ سال پیش
پیام

من= ميشه ديگه چادرنپوشم ؟
اون=نوچ
من =لطفا من نميتونم باچادربه كارام برس�
اون=گفتم نه عصبانيم نكن
من=بخاطرمن قبول كن
اون =اوكي
من=اوكي؟يني قبول كردي؟ممنون كه قبول كردي چادرنپوش�
اون=پررونشوگفتم ميپوشي ممنون كه قبول كردي چادربپوشي
من=چش�
اون=بي بلا
مخاطب خاص غيرتيه كه ماداريم

پ
پاييز ۱۱ سال پیش
پیام

سلام دوستاي گلم اين پست فقط درددله
حسوديم ميشه به امير 21 ومهتاب كه باهمن
هروقت كامران والهام از عاشقانه هاشون ميگن براي هم دلم ميسوزه
يا هركي كه به مخاطب خاصش رسيده
منم يه مخاطب خاص دارم نجيب وزحمتكش مهربونو دوست داشتني يه مرد واقعي اما بينمون فاصلس نميذارن مال هم باشيم تواين چندسال حتي تو چشماي هم نگاه نكرديم كه گناه نشه ميتونسته بهم نزديك شه اما بهم دست نزده كه شايد نشه مال هم باشيم من خيلي دوسش دارم اونم همينطور بخدا از اين عشقهاي الكي نيس اما بزرگترا نميذارن ما هم حرفي نزديم كه دل وحرمت كسي نشكنه وقتي ميبينه غصه ميخورم ميگه درست ميشه اما من ميدونم چه قدر ازتو داغون شده بچه ها شما عاشقينو دلتون پاك دعا كنيد مابهم برسيم الهام خودت فكر كن اگه به كامران نميرسيدي چي ميشد؟ منم حالا اونجوريم ابجيا داداشا دعامون كنيد

ن
نازگل18 ۱۲ سال پیش
جوک

دقت کردین یه وقتایی هست که سر سفره موقع غذاخوردن بایکی ازاعضای خانواده دعواتون میشه بعد عصبانی میشین ومیخواهیین از سر سفره پاشین و برین براخودتون ولی خیلییییییی گشنتونه واقعا تصمیم خیلی سختیه و وقتی هم که میری سراسر بغضی از گرسنگی